X
تبلیغات
سوپر مارکت شبهای اهر - هزاران هزار اس ام اس جوک و لطيفه
زنگه تفریحه... بزن بریم عشقو شادی...
 

:: جغرافيياي خانوم ها
خانوم ها در سن هيجده تا بيست و يک سالگي مانند آفريقا يا استراليا هستند: نيمه کشف شده , وحشي , با زيبايي هاي افسون کننده ي طبيعي.
.
در سن 21 تا سي سالگي مثل آمريکا يا ژاپن هستند: کاملا کشف شده , بسيار توسعه يافته , آماده براي معامله با پول نقد يا اتومبيل!
.
در سن 30 تا سي و پنج سالگي مثل هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ , آسوده خاطر و آرام , آگاه به زيبايي هاي خود.
.
در سن 35 تا چهل سالگي مثل فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا که اگر چه ممکن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند اما هنوز جاده هاي بسياري براي تماشا دارند!
.
در سن 40 تا پنجاه سالگي مثل يوگسلاوي يا عراق هستند: جنگ را باخته اند هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند وبه بازسازي کامل نياز دارند.
.
در سن 50 تا شصت سالگي مثل روسيه يا کانادا هستند: بسيار پهناور , آرام و مرز ها بدون مرزبان اما سرماي زياد , خلايق را از آنان ميراند.
.
در سن 60 تا هفتاد سالگي مثل انگلستان يا مغولستان اند: با يک گذشته ي درخشان و بدون آينده!
.
بعد از هفتاد سالگي شبيه آلباني يا افغانستان اند: همگان ميدانند که در کجايند اما هيچکس به سراغشان نميرود!
  

 


:: يک ماجراي طنز
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به
 کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد
اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد .
در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک
سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا
اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما
پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس
 به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال
چشمش به صفحه مانيتور مي افتد: .
گيرنده : همسر عزيم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر
دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان
رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت .
اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!

 


:: رزم ويروس و رستم کنون رزم "ويروس" و رستم شنو

.
دگرها شنيدستي اين هم شنو

.

که اسفنديارش يکي "ديسک" داد
.
بگفتا به رستم که اي نيکزاد

.
در اين "ديسک" باشد يکي فايل ناب

.
که بگرفتم از "سايت" افراسياب

.
چنين گفت رستم به اسفنديار

.
که من گشنمه نون سنگک بيار

.
جوابش چنين داد خندان طرف

.
که من نون سنگک ندارم به کف

.
برو حال ميکن بدين "ديسک" هان!

.
که هم نون و هم آب باشد در آن

.
تهمتن روان شد سوي خانه اش

.
شتابان به ديدار رايانه اش

.
چو آمد به نزد "ميني تاور"ش

.
بزد ضربه بر دکمه "پاور"ش

.
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت

.
مر آن "ديسک" را در "درايو"ش گذاشت

.
نکرد هيچ صبر و نکرد هيچ لفت

.
يکي "ليست" از "روت ديسک"ش گرفت

.
در آن "ديسک" ديدش يکي فايل بود

.
بزد "اينتر" آنجا و اجرا نمود

.
کز آن يک "دمو" شد پس از آن عيان

.
ابا فيلم و موزيک و شرح و بيان

.
به ناگه چنان سيستمش کرد "هنگ"ه

.
که رستم درآن ماند مبهوت و منگ

.
چو رستم دگرباره "ريست" نمود

.
همي کرد "هنگ" و همان شد که بود
.

 

 تهمتن کلافه شد و داد زد

.
ز بخت بد خويش فرياد زد

.
چو تهمينه فرياد رستم شنود

.
بيامد که ليسانس رايانه بود

.
بدو گفت رستم همي مشکلش

.
وز آن "ديسک" و برنامه خوشگلش

.
چو رستم بدو داد قچي و ريش

.
يکي "ديسک بوتيبل" آورد پيش

.
يکي "تولکيت" اندر آن "ديسک" بود

.
برآورد آنرا و اجرا نمود

.
همي گشت "تولکيت"،"هارد" اندرش

.
چو کودک که گردد پي مادرش

.
به ناگه يکي رمز "ويروس" يافت

.

پي حذف امضاي ايشان شتافت

.
چو "ويروس" را نيک بشناختش

.
مر از "بوت سکتور" برانداختش

.
يکي ضربه زد بر سرش "تولکيت"ه

.
که هر "بايت" آن گشت هشتاد "بيت"ه

.
به خاک اندر افکند "ويروس" را

.
تهمتن به رايانه زد بوس را

.
چنين گفت تهمينه با شوهرش

.
که اين بار بگذشت از پل خرش

.
دگر باره اما خريت مکن

.
ز رايانه اصلاٌ تو صحبت مکن

.
قسم خورد رستم به پرودگار

.
نگيرد دگر "ديسک" از اسفنديار

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 17:51  توسط پیمان  | 

جاهله ميره آمپول بزنه، تزريقاتيه ازش ميپرسه: چپ بزنم يا راست؟ جاهله ميگه: داداش اين كون ما رو سياسي نكن! همون وسط بزن بريم!

-------------------------------
تركه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تركه ميگه: ايلده ايران قاز!
يه تركه براي خريد عروسي ميره كفش فروشي، به كفاشه ميگه يه كفش عالي ميخوام. كفاشه ميگه: يه كفش بهت ميدم تو كل ايران لنگه نداره! تركه داد ميكشه: آخه مرد حسابي با يه لنگه كفش كه جلو مهمونا آبروم ميره!
---------------------------------------
يه نفر رفته بود تو يه رودخونه كم عمق و داشت ماهي ميگرفت و ميخووند: من مرد ماهگيرم آب رسيده به زانوم! يه نفر رد ميشد، وقتي شعر طرف رو ميشنوه ميگه: يه كم برو جلوتر تا شعرت قافيه دار شه!
---------------------------
به تركه ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو؟ ميگه مامانتو!
----------------------------------
به تركه ميگن شما آشغالاتون رو تو چي ميريزيد؟ ميگه لاي نون! ميگن لاي نون؟ ميگه نميدونم لاي نون يا ناي لون!
---------------------------------
274- جاهله واستاده بوده سر كوچه، هي اخ و تف مينداخته، باخودش ميگفته: نامرد عجب دست فرموني داشت! يك بابايي ازش ميپرسه: ببخشيد، ميشه بگيد چيكار ميكنيد؟ جاهله (يك تف غليظ ميندازه) ميگه: تو كوچه شيش متري... (يك تف پدر مادردار ديگه) ... پدر سگ عجب دست فرموني داشت! يارو ميگه: بابا يجور بگو ماهم بفهميم. جاهله باز يك تف اساسي ميندازه، ميگه: تو كوچه شيش متري.... (اخخخ تــف!) ...با تريلي هيجده چرخ اومده بود... (خخخخ تـف!) ميخواست دور بزنه.... (خخخ..تــــف) گفتم نميشه.... (تف) ...گفت: اگه شد چي؟ (ااخخخخ تتف) گفتم اگه شد بيا برين تو دهن من! (اخخخخخخ تـــف!) ...نامرد عجب دستفرموني داشت!
------------------------------
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 16:28  توسط پیمان  | 

سلطان محمود روزى در غضب بود، طلحك خواست كه او را از آن ملالت بيرون آرد، گفت: اى سلطان نام پدرت چه بود؟ سلطان برنجيد و گفت: مردك تو با آن سگ چه كار دارى؟ طلحك گفت: نام پدرت معلوم شد، نام پدر پدرت چون بود؟







درويشى به در خانه‏اى رسيد. پاره نانى بخواست. دختركى در خانه بود. گفت: نيست! گفت: چوبى، هيمه‏اى. گفت: نيست! گفت: پاره نمك، گفت: نيست!

گفت: كوزه‏اى آب. گفت: نيست! گفت: مادرت كجاست؟ گفت: به تعزيت خويشاوندان رفته است.

گفت: چنين كه من حال خانه شما مى‏بينم ده خويشاوند ديگر مى‏بايد كه به تعزيت شما آيند.






شاعرى مهمل‏گوى پيش دوستانش مى‏گفت: چون به كعبه رسيدم ديوان شعرم را براى تيمن و تبرك بر حجرالاسود ماليدم، ظريفى گفت: اگر در آب زمزم مى‏ماليدى بهتر بودى







حجى به دهى رسيد، گرسنه بود. از خانه‏اى صداى عزادارى شنيد. آنجا رفت و گفت: شكرانه بدهيد، من اين مرده را زنده سازم. كسان مرده او را خدمت بجاى آوردند چون سير شد گفت: اين مرده چكاره بوده است؟ گفتند: بافنده. انگشت به دندان گزيد و گفت: دريغ! هر كس ديگر بود در حال زنده شايستى كرد، اما بافنده مسكين چون مرد، مرد!







دهقانى به در خانه «بهاءالدين صاحب ديوان» رفت و با خواجه‏سرا گفت: با خواجه بگوى كه «خدا» بيرون نشسته است و با تو كارى دارد، خواجه به احضار او اشارت كرد. چون درآمد، پرسيد: تو خدايى؟! دهقان گفت: آرى، گفت: چگونه؟ دهقان گفت: پيش از اين ده خدا و باغ خدا و خانه خدا بودم. نواب تو، ده و باغ و خانه از من به ظلم بستدند، «خدا» ماند!







شخصى از مولانا عضدالدين پرسيد كه چونست كه در زمان خلفا مردم دعوى خدايى و پيغمبرى بسيار مى‏كردند و اكنون نمى‏كنند. گفت: مردم اين روزگار را چندان از ظلم و گرسنگى افتاده است كه نه از خدايشان به ياد مى‏آيد و نه از پيغامبر.







جوحى گوسفند مردم مى‏دزديد و گوشتش صدقه مى‏كرد، از او پرسيدند: اين چه معنى دارد؟ گفت: ثواب صدقه با گناه دزدى برابر گردد و در اين معامله براى ما هم چيزى ماند.







كسى خر گم كرده بود، گرد شهر مى‏گشت و شكر مى‏گفت. گفتند: شكر چرا مى‏كنى؟ گفت: از بهر آنكه بر خر ننشسته بودم وگرنه من نيز امروز چهارم روز بود كه گم شده بودمى.







لوديى با پسر خود ماجرا مى‏كرد كه: تو هيچ كارى نمى‏كنى و عمر در بطالت به سر مى‏برى. چند با تو بگويم كه معلق زدن بياموز و سگ از چنبر جهانيدن تا از عمر خود بر خوردار شوى. اگر از من نمى‏شنوى، به خدا تو را در مدرسه اندازم تا علم بياموزى و دانشمند شوى و تا زنده باشى در مذلت و فلاكت بمانى و يك جواز هيچ‏جا حاصل نتوانى كرد.







كچلى از حمام بيرون آمد، كلاهش دزديده بودند، با حمامى ماجرا مى‏كرد، حمامى گفت: تو اينجا آمدى كلاه نداشتى. گفت: اى مسلمانان اين سر از آن سرهاست كه بى‏كلاه به راه توان برد؟







سلطان محمود را در حالت گرسنگى بادمجان بورانى پيش آوردند خوشش آمد، گفت: بادمجان طعامى است خوش. نديمى در مدح بادمجان فصلى پرداخت.

چون سير شد، گفت: «بادمجان سخت مضر چيزى است» نديم باز در مضرت بادمجان مبالغتى تمام كرد. سلطان گفت: اى مردك نه اين زمان مدحش مى‏گفتى؟!

گفت: من نديم توام نه نديم بادمجان. مرا چيزى مى‏بايد گفت كه تو را خوش آيد نه بادمجان را.








از بهر روز عيد، سلطان محمود خلعت هركسى تعيين مى‏كرد. چون به طلحك رسيد فرمود كه پالانى بياوريد بدو دهيد. چنين كردند. چون مردم خلعت پوشيدند، طلحك آن پالان بر دوش گرفت و به مجلس سلطان آمده گفت: «اى بزرگان عنايت سلطان در حق من بنده از اينجا معلوم كنيد كه شما همه را خلعت از خزانه فرمود دادن و جامه خلاص از تن خود بركند و در تن من پوشانيد.»







ميان رئيس و خطيب ده دشمنى بود. رئيس بمرد، چون به خاكش سپردند، خطيب را گفتند: تلقين او بگوى. گفت: از بهر اين كار، ديگرى را بخواهيد كه او سخن من به غرض مى‏شنود.







جنازه‏اى را به راهى مى‏بردند. درويشى با پسر بر سر راه ايستاده بودند، پسر از پدر پرسيد كه بابا در اينجا چيست؟ گفت: آدمى. گفت: كجايش مى‏بردند؟ گفت: به جايى كه نه خوردنى باشد و نه پوشيدنى. نه نان و نه آب و نه هيزم و نه آتش، نه زر و نه سيم، نه بوريا و نه گليم.

گفت: «بابا مگر به خانه ما مى‏برندش»!







كسى به هر حمام كه در رفتى چون بيرون آمدى حمامى را بگرفتى كه تو رختى از من دزيده‏اى. به جايى رسيد كه او را در هيچ حمامى نمى‏گذاشتند. روزى در حمامى رفت. چند كس را گواه گرفت كه هيچ شعبده نكند. چون در حمام رفت، حمامى تمامت جامه‏هاى او را به خانه خود فرستاد. وى از حمام بيرون آمد، دعوى نتوانست كرد. برهنه ايستاد و گفت: «اى مسلمانان من دعوى نمى‏توانم كرد، اما از اين حمامى بپرسيد كه من مسكين چنين به حمام او آمدم؟!»







اعرابى را پيش خليفه بردند او را ديد تخت نشسته و ديگران در زير ايستاده گفت: السلام عليك يا الله! گفت: من الله نيستم. گفت: يا جبرائيل! گفت: من جبرائيل نيستم. گفت: الله نيستى، جبرائيل نيستى، پس چرا در آن بالا رفته و تنها نشسته‏اى؟ تو نيز در زير آى و در ميان مردمان بنشين.

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 16:27  توسط پیمان  | 

يه نفر دنبال جاي پارك مي گشت، هرچي بيشتر مي گرده كمتر پيدا مي كنه، بالاخره به خدا مي گه خدايا! اگر جاي پارك پيدا كردم قول مي دم نماز بخوانم، قول مي دم روزه بگيرم... همين طور داشت قول مي داد كه يك دفعه يك جاي پارك پيدا مي كنه، مي گه: خدا جان! خيلي ممنون! شما لازم نيست زحمت بكشي، من خودم پيدا كردم.

---------------------------------------------------------------
تقويم تاريخ:
پانصد سال پيش در چنين روزي روميان سنگ توالت را اختراع كردند و پنجاه سال بعد ايراني ها با گذاشتن سوراخي در ته آن، آن را تكميل نمودند
------------------------------------------------------------

اين مال 22 بهمنه (كه با تاشورا عاشورا و جريان انرژي هسته اي همزمان شده بود):
از تركه مي پرسن مناسبت اين 4 روز تعطيلي چي بود؟ مي گه والا، مثل اينكه شهادت امام حسين و 22 تن از يارانش به دست صدام صهيونيست و همچنين روز 72 بهمن روز پيروزي انقلاب در صحراي كربلا و فرار يزيد خائن از ايران!
-------------------------------------------------------

يه روز اصفهانيه تو مسابقات رالي شركت ميكنه وسط راه مسافر سوار مي كنه!!!
------------------------------------------------------

تركه مي ره خونه بخره آقاهه يه خونه بهش نشون مي ده مي ده اين خونه استخر داره، جگوزي داره...تركه مي گه: عجب! ما قبلا همين طوري ول مي داديم! حالا ديگه جاشم مشخص كردن؟
----------------------------------------------------------------


تركه با يك سرهنگه سوار هواپيما ميشن تركه رو به سرهنگه مي كنه ميگه ببخشيد شما گروهبانيد؟ سرهنگه ميگه نه تركه همين سوال رو چند بار مي پرسه. آخر سرهنگه خسته ميشه ميگه بله بابا من گروهبانم تركه ميگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشيدي؟

------------------------------------------------------------
غضنفر مسجد مي سازه، هر كاري مي‌كنه مي‌بينه كسي نمياد اونجا نماز بخونه! يه تابلو ميزنه رو سردر مسجد و مي‌نويسه: نماز صبح، يك ركعت، بدون وضو!
----------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 16:26  توسط پیمان  | 

?-چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي.

?-ديگ به ديگ چيزي نمي گه.

?-شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه.

?-گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه.

?-صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند.

?-جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه.

?-عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس.

?-کوه به کوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه.

?-آشپز که دوتا شد هيچ کدوم غذا درست نمي کنن.

??-پاتو از گليمت درازتر نکن ، پات دراز مي شه شلوار به پات کوتاه مي شه.
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 16:12  توسط پیمان  | 

مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود

-------------

مرگ از زندگی پرسید چرا من تلخم و تو شیرینی؟ زندگی در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقیقت

----------------

چه روزگاريه !!!بچه كه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ......بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا......

 ----------------

 

در صفحه شطرنج زندگي همه مهرهايم مات مهرباني تو شد ومن قلبم را به تو باختم

 

--------------------

ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست

-----------------

 

فرشته‌ها وجود دارن، اما بعضي وقت‌ها چون بال ندارن، ما بهشون مي‌گيم دوست . خوبي دوست من؟

-----------------------

زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز

-------------------------

 

احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز............

 

                                   ******************************

 

قزوينيه جلو آينه لخت ميشه ۰۰۰۰ خودشو ميبينه، ميگه: يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم!

 

-------------------

ترکه ميخواسته بچش رو نصيحت کنه! ميگه چند سالته؟ ميگه 16 سال ميگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه

---------------------

رشتيه بچه دار نميشده ميره دكتر..... دكتر بهش ميگه محلتون رو عوض كنيد

------------------------------

من يه ليوان چاي داغ رو به تو ترجيح مي دم . چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو

--------------------

-@ این یه نافه

.

.

.

.

.

.

. . . . . . بی تربیت...پایین تر از ناف دنبال چی می گردی؟؟!!

 

-------------------------

اگه گفتي پنجشنبه شب بعد از ساعت 12 چي ميشه؟هاهاهاها خوب جمعه ديگه!

----------------------

 

ترکه سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش، زير عكسه مينويسه: سلام بر ننم، بالايي منم

---------------------

اون چيه كه آقايون در ميارن و خانوم ها ميخورن؟فكر بد نكن يه لوقمه نون حلاله

 

--------------------

چرا وقتي مي خوايم بريم توي رويا چشمامونو مبينديم؟...

وقتي مي خوايم گريه کنيم...
وقتي مي خوايم فکر کنيم...
وقتي مي خوايم تصور کنيم...
وقتي مي خوايم کسي رو ببوسيم...

به اين دليل که قشنگ ترين چيز هاي توي دنيا قابل ديدن نيستن

----------------------

 

وقتی خدا تو رو سمت یه پرتگاه هدایت می کنه ۲ هدف داره :

یا می خواد از پشت بگیرتت

یا پرواز یادت بده .....

-------------------------------

تركه ناراحت بود مي‌پرسن چي‌شده؟ مي‌گه : ديشب كه شب اول

 عروسيم بود بعد از SEX از روي عادت 3000تومن به زنم دادم ، اونم 500

 تومنشو برگردوند !

---------------------------

 

به تركه ميگن اذون بگو ميگه همه چيز با يك نگاه شروع شد

----------------------------

 

رشتيه ميره خونه مي بينه يكي پيش خانومشه مي گه تو كي هستي ميگه خلبانم اينجا سقوط كردم ميگم ريدم توي اين ارتش,ديروز هم دو تا غواص تو حموم بودن

---------------------------

 

به تركه ميگن گوزيدن روزه رو باطل ميكنه؟
ميگه: والا نميدونم، اما فكر كنم ازش لذت ببريم باطل كنه ديگه

------------------------------

 

تركه ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟
يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن!
تركه ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 20:38  توسط پیمان  | 

***ما آدما هميشه صداهای بلندو می شنويم؛پررنگهارو می بينيم و کارهای سختو دوست داريم؛غافل از اينکه خوبها آسون ميان؛بی رنگ می مونن و بی صدا می رن.(از دوست خوبم حامد)

~~~~~~~~~~~~~~~~~

***می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره!؟

~~~~~~~~~~~~~~~

***زماني كه فكر ميكني تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری ....

يكي يه گوشه دنيا هست كه واسه ديدنت لحظه شماری ميكنه  .

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

***هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ...

ولی من حداقل می تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه های تيزش دست اونی که شکسته رو نبره

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

***اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ...

اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه ...

پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستی

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

***کاش خداوند سه چيز را نمي افريد ؟(غرور) (دروغ) (عشق) تا انسان مجبور نباشد از روي غرور به عشق دروغ بگويد

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

***دل آدما به اندازه‌ی حرفشون بزرگ نيست ......

امّا اگه حرفشون از دل باشه ، ميتونه بزرگترين آدم رو بسازه !!!!!

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

 ***آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم ...

آن زمان که دوستمان دارند لجبازی ميکنيم ...

... و بعد ...

براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم .

 ~~~~~~~~~~~~~~~~~

اساس زندگی بر ۱۰ چیز استوار است: اول محبت و ۹ تای دیگش هم گذشت

~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

جک و اس ام اس ها:

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

جهنم زماني است که شما داراي: اتومبيل آمريکايي، زن بريتانيايي، خانه چيني، غذاي آلماني و درآمد ايراني باشيد. بهشت زماني است که شما داراي: درآمد آمريکايي، خانه بريتانيايي، غذاي چيني، اتومبيل آلماني، و زن ايراني باشيد

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

قديم نديما ميگفتن: واسه كسي بمير كه برات تب كنه...! لطفا" يكي براي من بميره، آخه چند روزه بدجوري تب کردم

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

دخترِ رشتيه ميره پيش مامانش ميگه: مامان‌جون چه گردنبند خوشگلي داري، اينو بابام برات خريده؟! زنه ميگه: من اگه به اميد بابات بودم، الان تو رو هم نداشتم

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش ميگه: امشب حتما" بيا خونمون هيچكي نيست. دختره با 1000 اميد و آرزو ميره زنگ خونه تركه رو ميزنه ميبينه هيچكي نيست!!!

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

عابر بانكهاي اردبيل را جمع مي كنند از مسئولش مي پرسن چرا جمع كردي مي گه: اينا بجاي پول گرفتن شمع توش  روشن مي كردن

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

آرامش در زندگی بهترین چیزه

بیا به آرامش فکر کنیم
به زندگی
به عشق
به زیبایی
به بهشت
به جهنم
به درک
به تو چه
به من چه
برو اعصاب ندارم

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

 اصفهانی تو مسابقات رالی شرکت می‌کنه، سر راهش مسافر سوار می‌کنه

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

به يه خروس مي گن چه غذايي دوست داري مي گه الويه چرا چون سينه مرغ داره

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

ازدواج مثل دستشويي مي مونه .. اونايي كه تو هستن مي خوان بيان بيرون .. اونايي كه بيرون هستن اين پا اون پا مي كنن برن تو !

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

به ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی؟ میگه آره فقط سر پیچ ها یه کم اذیت میکنه!!

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

زن به شوهرش میگه : می خوای دفتره یادداشتت باشم تا همیشه همراهت باشم ؟
مرد : عزیزم سر رسیدم باش تا هر سال عوضت

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

اس ام اس های سرکاری و نیمه شب:

سلام.
يه سوال برام پيش اومده، شبا كه ميگن: "بگير بخواب" چي رو بايد بگيريم؟؟؟
بيخيال حالا، بگير بخواب!!

×××××××××

خيلي ببخشيد..مثل اينکه موقع بدي مزاحم شدم..خواستم بپرسم آب خوردي آفتابه رو کجا گذاشتي

×××××××××

الله اكبر
الله اكبر
.
.
.
.
.
بيدار شو وقت نمازه

×××××××××××

برو پايين منو مي‌بيني

. . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . . . . . . . .

. . . . . . . دير اومدي، رفتم

بيدار شو پس پاشو دیگه خستم کردی پاشدی ....... گفتم بيدارت كنم كه صبح خواستي بري بيرون خواب نموني نمی خواد تشکر کنی

××××××××××××
 
 
قد
قد
قد
قد
قد
خوبه , فردا تخم گذاشتنم يادت میدم !!!!!!
 
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 20:36  توسط پیمان  | 

اشك تنها موجودی است كه چون از چشم می افتد عزیز میشود!

------------

دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... منم يکي هستم

------------

اگر بهترین دوست نیستی اقلا بهترین دشمنم باش . اگه غمخوارم نیستی اقلا بزرگترین غمم باش . هرچه هستی همیشه بهترین باش چون بهترینها همیشه در یاد خواهند ماند. پس در بدترین خاطراتم بهترین باش

---------------
هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند.

--------------
لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستیم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...

--------------
مهربانی را در کودکی یافتم که آبنباتش را به دریاچه نمک انداخت تا شیرین شود.

--------------

گفت: عاشقی مرد، بیا به یادش لحظه ای سکوت کنیم. گفتم: اگر بخواهیم برای عاشقان سکوت کنیم، باید عمری را ساکت باشیم...

-------------

خرج كن ولي اسراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن . حرف بزن ولي وراجي نكن. دوستت دارم........... ولي پورو نشو

-----------

آسمان را ستاره زيبا مي كند باغ را گل عشق را محبت چشم را اشك و تو را عمل دماغت

-------------

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

-----------

دنيا آنقدر وسيع است كه براي همه مخلوقات جايي هست ، به جاي آنكه جاي كسي را

بگيريد تلاش كنيد جاي واقعي خود را پيدا كنيد!!

--------------

بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش مي‌كند را هم خوش بو مي‌كند

--------------

دوست دختر تركه بهش ميگه:اگه توجه كني ميبيني كه نگاهم باهات حرف ميزنه.
تركه ميگه:اينقدر پلك نزن،صدات قطع و وصل ميشه !!!

-------------

آبادانیه میاد تهران سوار اتوبوس میشه بلیط ابادان میده
راننده بهش میگه این مال ابادان تو تهران اعتبار نداره
میگه وولک خوب نگاه کن روش نوشته ابادان و حومه

--------------
رشتی یه میره خونشون می بینه دخترش با یه پسره تو خونه تنهاس میگه چشمم روشن حتما از فردا سیگارم می کشی

------------

به تركه ميگن: نظرت درباره بند گردني موبايل چيه؟! ميگه :خوبه, فقط موقع شارژ گوشي يه 2 ساعتي ادم از كار و زندگي ميندازه

------------

يه ترکه ميره خواستگاري باباي عروس بهش ميگه اون گلی که زدي به يقت خارش اذيتت نميکنه ترکه ميگه خارش که نه ولي گلدونش که تو لباسمه بیچارم کرده

-----------

به يه ترکه ميگن تو چرا ريش نداري ميگه اخه من به مامانم رفتم

-----------

تركه از تاكسي پياده ميشه درو محكم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي. راننده مي گه من كه چيزي نگفتم. تركه مي گه بعدا كه مي گي

--------------

زندگی چیه ؟ زندگی عشقه، عشق چیه ؟ عشق بوسیدنه، بوسیدن چیه ؟ بیا اینجا بهت بگم!!!

------------

یه ضرب المثل رشتی میگه:

رسیدی خونه بزن تو گوش زنت!!!

تو نمیدونی واسه چی زدی...اما اون میدونه چرا خورده...!!!

 ------------------

میدونی فرق تو با فرقون چیه؟

اون گل میبره....تو دل....!!!

-----------

دكتر به يارو ميگه: دوتا خبر بد دارم.
اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني.
يارو ميگه دوميش چيه؟
دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم!!!

------------

 

اصفهانيه مي خواد عكس بگيره مياد اتوبان تهران-کرج با سرعت بالاي 120 كيلومتر شروع ميکنه به دويدن

-------------
بليط هاي اصفهان از ۲۰۰ تومن به 10۰ تومن كاهش پيدا مي كنه، اصفهانيا اعتراض مي كن. ازشون مي پرسن واسه چي اعتراض كردين مي گن چون قبلا كه پياده مي رفتيم ۲۰۰تومن به نفعمون بود، اما حالا 10۰ تومن به نفعمونه!

-------------

يه پيرزن خودشو تو آينه مي بينه مي گه آينه هم آينه هاي قديم

------------

لوطی ترین جمله ی سال :

قرمزی چشاتیم

نفازولین بریز فنا شیم !

--------------


می دونی CNG مخفف چیه؟
یعنی سوخت نداریم جیگر

--------------

آبادانیه میره تو یه کتابفروشی .... میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟ ........... کتابفروش میگه : نه ........ آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 20:34  توسط پیمان  | 

ردپایم بی صداست   عشق من بی انتهاست...   ردپای اشکهایم را بگیر   تا بدانی خانه عاشق کجاست

===============

هر انسانی لبخندی از خداست؛ تقدیم به تو که زیباترین لبخند خدایی!

===============

در زندگي بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شيشه مي کوبي ابر باش تا منتظرت باشن که بباري

===============

هیچ وقت رازت رو به کسی نگو وقتی خودت نمی تونی حفظش کنی چطور انتظار داری کسی دیگه برات راز نگهدار باشه

===============

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

==============

در گلستان خیالم ندهد هیچ گلی بوی تورا... تو گل ناز منی از دور می بوسم تورا...

==============

بازیچه دست یار بودن عشق است   در پنجه غم شکار بودن عشق است   در محکمه ای که یار باشد قاضی   محکوم طناب دار بودن عشق است

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

===============

ترکه بعد از سي سال کچل بودن ميره مو ميکاره دو روز بعدش توي قرعه کشي بانک حج واجب برنده ميشه

***************

لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم . دوستش ميگه: ؟ می گم 2 سال زیاد نیست : نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا 4 سال

***************

به رشتيه ميگن تو به زندگي پس از مرگ اعتقاد داري ؟ ميگه 100% آخه من خودم 2 سال يعد از مرگ پدرم به دنيا اومدم

***************

دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده 

*******************

به ترکه می گن خوابیده آب نخور عقلت کم می شه!می گه عقل چیه؟می گن هیچی بابا آبت رو بخور

******************

مي دوني اگه يه ترک يه نارنجک انداخت طرفت با يد چي کار کني؟ . . . بايد ضامن شو بکشي پرت کني طرف خودش

*****************

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 20:30  توسط پیمان  | 

وقتي تو رو ديدم کارگردان قلبم گفت: نور....صدا.... حرکت.... و من براي به دست آوردنت چه نقشها که بازي نکردم

////

چشم هايت به من آموخت که با آخرين نگاه اولين رنج آغاز ميشود

////

هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته

////

ميدوني طبق آخرين آمار كم جمعيت ترين جاي دنيا كجاس؟ . . . . نميدوني؟ . . . . . . . . . . . . . . قلب منه كه فقط تو توي اون ساكني

////

يکي ناز مي کنه يکي محبت مي کنه .. . . . اوني که ناز ميکنه هميشه محبت مي بينه اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست

////

اگر روح ما ارزش چیزی را داشته دلیل بر آن است که سخت تر از دیگران سوخته

آندره ژید

////

سلطان كائنات كه چنين كائنات ساخت

مقصود عشق بود جهان را بهانه ساخت

////

در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی

کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی

////

همیشه در بازی گرگم به هوا از گرگ شدن فرار می کردیم

ولی اکنون نا خواسته در تمام بازی ها گرگیم بی آنکه از خودمان

////

پاىمورچه روتصوركن

حالاتصوركن جوراب داره

حالاتصوركن جورابش سوراخه...!

دلم برات اندازه سوراخ جوراب مورچه شده

 

////

درنگاه کسی که پرواز را  نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچک ترخواهی شد .

////

می دونی فرق دیازپام با چشات چیه ؟
.
.
.
.
دیازپام آرومم میکنه ولی چشات داغونم میکنه

////

ضرب المثل چيني يه ميگه حرفاي دخترا روباور نکن حرفاي پسرا رو اصلا گوش نکن

////

زن خوب تو دنيا مثلا دايناسوره که نسلش منقرض شده ، ولي مرد خوب مثل سيمرغ ، که از اول هم افسانه بوده

/////

آرايشگرا قشنگ مي‌كنن، دكترا خوب مي‌كنن، مكانيكا درست مي‌كنن، آشپزا سير مي‌كنن و... تو پيش كدومشون ميري؟

////

يه روز يه ترك رو به جرم دزدي مي برن دادگاه .قاضي مي گه خجالت بكش اين دفه چهارمه كه مياي دادگاه .تركه به قاضي مي گه تو خجالت بكش كه هر روز اينجا يي

////

به رشتيه ميگن تو به زندگي پس از مرگ اعتقاد داري ؟ ميگه 100% آخه من خودم 2 سال يعد از مرگ پدرم به دنيا اومدم

////

یه ضرب المثل رشتی میگه:

رسیدی خونه بزن تو گوش زنت!!!

تو نمیدونی واسه چی زدی...اما اون میدونه چرا خورده...!!!

 ////

دكتر به يارو ميگه: دوتا خبر بد دارم.
اوليش اينه كه تو فقط بيست و چهار ساعت زنده مي موني.
يارو ميگه دوميش چيه؟
دوميش اينه كه ديروز يادم رفت اينو بهت بگم

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 20:28  توسط پیمان  | 

قزوينه به زنش ميگه عزيزم بيا حرفاي عاشقانه بزنيم، زنش ميگه تو اول شروع كن، قزوينه ميگه داداشت خوبه ؟؟


یه روز 2 تا هزار پا هم دیگرو بقل میکنن میشن زیپ


از گدايي پرسيدند: «چرا گدايي مي‌كني؟» گدا جواب داد: «براي اين كه پولي به دست بياورم و محتاج مردم نباشم.»


احمدي نژاد ميره چين سخنراني ميکنه ميگه من تو دهن آمريکا ميزنم .چينيها ميگن صلّ الا محمد روح برسلي آمد


طبق تفاهم نامه بين وزارت جهاد كشاورزي و سازمان تربيت بدني قرار شد از اين پس كليه زمينهاي ورزشي براي كاشت سيب زميني در اختيار كشاورزان عزيز قرار گيرد در اين تفاهم نامه قيد گرديده از علي دايي نيز به عنوان مترسك در اين اراضي استفاده گردد


جشنواره‌ي جديدترين فيلم هاي هاليوود

1) پت و مت باشرکت ميرزاپور و رحمان رضایی 2)برادران افسانه‌ايي با شرکت برانکو و چلنگر 3)تام و جری با هنرنمايي فيگو و کعبی 4) فيلم پر طرفدار حضرت نوح با شرکت علي دایی


جام جهاني 2244 ، بازي ايران و مکزيک............. ضربه‌ي راه دور مهاجم ايران که با سرعت راهي دروازه‌ي حريف بود با برخورد به تابوت علی دایي به اوت رفت!


مادر و خواهر علی دایی رسما" اعلام کردند بازي ايران و آنگولا به ما هيچ ربطی نداره، علی خودش زن داره!!!!!!!!


مغزه تركه رو ميشكافن ببينن توش چيه ميبينن يه لره نشسته داره فكر ميكنه


تست کنکور 85: علي دايي در بازي با مکزيک چه نقشي داشت؟ 1. نخودي 2. بيخودي 3.تماشاگري که مي خواست بازي را از نزديک ببيند 5. هر سه مورد


غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي تهران سر كوچه چراغي مامور بود؟ پسر گفت: بله چطور مگه!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم


 ستاد ماست مالي کردن باخت تيم ملي فوتبال اعلام کرد:

مهم نتيجه نيست مهم برد و باخت نيست مهم نشون دادن قدرت و اقتدار مليست مهم جوانمردانه بازي کردن است.


شنيديم که چنگيز خان مغول هر کسي رو که ازش بلندتر بوده ميکشته احمدي نژاد هم ميخواد هرکسي که ازش خوشکلتر بکشه خوش به حالت نميميري


محبوبيات قزوين: 1)محبوبترين خواننده: حامد حاکان 2)محبوبترين مکان:دُکان 3)محبوبترين ماشين: پيکان 4)محبوبترين فوتبالست: اّليور کان 5)محبوبترين سازمان: حمايت از کودکان 6)محبوبترين شهر: اردکان 7)محبوبترين حيوان: پليکان 8)محبوبترين محصول شيشه: استکان 9)محبوبترين نگاه: ديدن


دنيا رو بدون خانمها تصور کنيد: بازارها خلوت، پولها اضافه، خيابونها خلوت، شيطون بي کار، مخابرات ورشکسته ، همه ميرن بهشت


يه روز يه آدمه به يه خانوم سر كوچه متلك ميندازه بعد خانومه شاكي ميشه مياد خونه به شوهرش ميگه آخه غيرتت كجا رفته مرد همين الان يه آقا سر كوچه به من فحش داد شوهرش كه رشتي بوده زنجيرشو برميداره ميره سر كوچه به يارو ميگه يا همين الان ميري خانوم مارو ماچ ميكني از دلش در مياري يا هرچي ديدي از چشم خودت ديدي


آ قا الاغه به خانم الاغه گفت :" بيا همديگر را دوست داشته باشيم" خانم الاغه نرم و لطيف عرعر كرد و يك جفت جفتك جانانه به پهلوي آقا الاغه زد. آقا الاغه خوشحال شد . دُمش را تكان داد و يك لگد محكم و چكشي به پشت خانم الاغه زد. آن وقت هر دو شاد و خندان راه افتادند و فهميدند چه عشق خركي به هم دارند و همديگر را دوست دارند اما چند وقت بعد با ناراحتي از هم جدا شدند. چون صاحبشون آقا الاغه را فروخت. آنها هرگز خاطره آن جفتك و لگد را فراموش نكردند.


پسرا كه ميرن خواستگاري ميگن: اومديم از باغچه‌تون گل بچينيم. دخترا كه ميرن خواستگاري ميگن: اومديم شيلنگ ببريم، گلامونو آب بديم!


 يکی بود يکی نبود....وقتی اين يکی بود اون يکی نبود وقتی اون يکی بود اين يکی نبود... خلاصه ما هم نفهميديم که کی بود و کی نبود امّا فهميديم که هيچوقت اون يکی با اين يکی نبود

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 20:25  توسط پیمان  | 

 sms

امروز روزجهانی مزخرف‌ترين دوست دنياست، تو هم مثل من اين اس‌ام‌اس رو به مزخرف‌ترين دوستت بفرست!

-----------------------------------------------

من امروز از نبودن اس‌ام‌اس رنج ميبرم، هم‌اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم! (كميته امداد مبارزه با كمبود اس‌ام‌اس)

 ----------------------------------------------

طبق آخرين تحقيقات معلوم شده كه افراد اواخواهر از انگشت شصتشان براي ديدن و چك كردن اس‌ام‌اس استفاده مي‌كنند (انگشتتو بر ندار ديگه! ديره)

---------------------------------------------

يك نصيحت دوستانه: مثل چس آرام باش، مثل گوز: پر هياهو، مثل مدفوع: پر محتوا، مثل ادرار: يك رنگ، مثل شورت: رازدار و مثل آفتابه: زرنگ!

------------------------------------------- 

امروز روز جهانی حمایت از بیماران گوارشی است ... گوزو روزت مبارک

 -----------------------------------------

و آنگاه كه ابراهيم سر اسماعيل را بر زمين گذاشت ندا آمد كه: ابي ولش كن، تو در مقابل دوربين مخفي هستي!

----------------------------------------

به دريا بنگرم، دريا تو بينم. به صحرا بنگرم، صحرا تو بينم. نميدونم چه كس بر عينكم ريد، كه هر جا بنگرم آنجا تو ‌‍(را) بينم.

---------------------------------------

3چیز ادمو ضایع میکنه 1-داشتن دوست دختر قرازه 1-گوزیدن هنگام خمیازه نداشتن اس ام اس تازه

---------------------------------------

(این اس ام اس نصفه شب رسید )

sms صرفا به منظور بیدار کردن شما و رفتن به مسطراب میباشد و ارزش دیگری ندارد با تشکر از توجه شما

-------------------------------

(اینم نصفه شب رسید)

ببخشید این موقع مزاحم میشم سه سوال دارم که مثل خوره داره وجودمو میخوره میخواستم ببینم این پدر پسر شجاع قبل از اینکه پسر شجاع به دنیا بیاد اسمش چی بود؟

-------------------------------------

........................

........................

........................

به علت ایام سوگواری از گفتن این جوک معزورم

 -------------------------------------

ارزو دارم خوشیهات مثل اسهال باشه : مداوم... مکرر... روان و روشن

-------------------------------------

تو دیاری که گل عاشق میشه توتی حرف میزنه الاغ اواز میخونه ماهی گریه میکنه چه اشکالی داره گوسفند هم اس ام اس بخونه!!

 --------------------------------------------

رشتيه زنش ميميمره ميره بالا سرقبرش ميگه:
خانم جان اين اولين شبيه که ميدونم کجا خوابيدي...!

---------------------------------------------

قانون سيزده نيوتن: اگه با سرعت نور كله معلق بزني ميتوني سوراخ کون خودت رو ماچ كني

----------------------------------

قانون پنجم نیوتون: هر گاه دیدی شیی بر خلاف نیروی جاذبه زمین به طرف بالا حرکت میکند دستتو بگیر روی سوراخ کونت فرار کن.

--------------------------------------

(( ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ )) اين آخرين چيزيه که از تو برام مونده، جای پاهات رو ديوار اطاقم، يادت به خير، عجب مارمولکی بودی!!!

 ----------------------------------------

خيلي دوست دارم: يه روز ميام دنبالت، با هم ميريم يه جاي دور كه دست هيچ كس بهت نرسه، قربانت عزرائيل

-------------------------------- 

زانتيا 82، رنگ مشكي، به شماره 427ن75 بدون رنگ با چهار حلقه رينگ اسپورت و لاستيك پهن، سيستم صوتي كامل همراه با ساب ووفر و پنل ال‌سي‌دي و 10 ماه بيمه كامل شخص ثالث، بره تو کونت!

 --------------------------------------

آيا ميدانيد معني كلمه «اهحمم» (لطفا غليظ بخوانيد) كه كاربردهاي بسيار وسيعي در زبان فارسي دارد (مثلا در دستشويي) چيست؟ ا = انرژي، ه = هسته‌اي، ح = حق، م = مسلم، م = ماست.

--------------------------------------

ترکه به گوشیش اس ام اس میرسه خوشحال میشه فکر میکنه جوکه اس ام اس رو میخونه میبینه جوک نیست ضایع میشه (دقیقا عین خودت)

 -------------------------

ها ها ها من مسیج نبیدم من صدای وجدان موبایلت بیدم میخواستم منو از جیبت بیرون ویاری تا هوا بخورم

--------------------------------------

آخرين بيلبوردهاي تبليغاتي شهر رشت: مادرم، دو پدر كافيه!

-----------------------------------

: نفرين نامه: الهي بشيني روي جوجه تيغي، الهي بري قزوين بند كفشت باز بشه، الهي نخود بخوري نتوني بگوزی؟الهي جيشت بگيره كمربندت باز نشه، الهي بري حموم واجبي بكشي آب قطع بشه، الهي هر كانالي ميزني سخنراني نشون بده!

-------------------------------------

نگريستم به گريستنت، گريستم به نگريستنت، گريستم و تو نگريستي، نگريستم و تو گريستي، گريستم تا نگريستي! مخت چت كرد يا بازم بگم؟

-----------------------------

(اين مسيج ساعت سه نيمه شب به دست ما رسيد) ببخشيد اين موقع مزاحم شدم، شرمنده، ميخواستم ببينم آشنا نداري پرونده ايران رو از شوراي امنيت بكشي بيرون؟

 ----------------------------------

به تركه مي گن ديويد بكهام رو مي شنا سي ؟ مي گه : آره سره كوچمون تعويض روغني داره!!!

 --------------------------------

دخترا با 1000 آرزو با يه پسري دوست ميشن
پسرا با يه آرزو با 1000 تا دختر دوست ميشن...

 -------------------------------

ترکه ميره طوطي بخره به جاش يه جغد بهش ميندازن
چند روز بعد ازش ميپرسن اين طوطيه حرف هم ميزنه؟

ميگه نه ولي خيلي توجه ميکنه !!!

---------------------------------

بچهه از باباش مي پرسه : بابا زنا چه جوري حامله مي شن ...؟ باباش مي گه : فرشته ها ميان يه نيني مي زارن تو دامن مامانا .. بچهه مي گه : آها ... پس كردن تاثيري نداره !!!!

---------------------------------

خانومه زنگ میزنه 110 میگه الو کمک یه مرده اومده خونمون داره به من تجاوز میکنه ! میشه برای دستگیریش اه...اوه...اخ جون...فردا بیاین.

--------------------------------

حاجی اون شب خیلی نورانی شده بود بچه ها رو بوسید و با یک افتابه از قرارگاه خارج شد صدای انفجار به گوش رسید .....بله....حاجی ریده بود رو مینا

--------------------------------

امروز روز تولد رستم دستان قهرمان افسانه های ایران است به احترامش یک دقیقه گرزش تو کونت.

 -------------------------------

از قزوینیه میپرسن کون چند بخشه؟ میگه کون نه بخشه نه استان کون یه دنیاست

-------------------------------

امیدوارم در سال جدید پله های ترقی را یکی یکی تی بکشی.

 --------------------------------

20% به یادتم

40% میخوام پیشم باشی

50% بهت احتیاج دارم

70% به دنبالتم

80% ازت خوشم میاد

90% دوستت دارم

100% سر کاری

 --------------------------------

تركه سي‌دي سينه‌زني ميخره، ميزنه بره آخرش ببينه شام ميدن يا نه؟

---------------------------------------------

شهادت جان سوز، جان گداز، جان كاه، جان اف كندي، جان فورد، جان تراولتا، جان وين، جان علي، جان نثار، جان مريم چشماتو وا كن، سري بالا كن!

 -------------------------------------------

اي اس‌ام‌اس باز، اي مركز اس‌ام‌اس، اي قربانت برم، اي شفتالو، اي خوش استيل، اي مارادونا، اي باميه، اي هلو، چندتا اس‌ام‌اس باهال وده حال كنيم!

 -----------------------------------------

دانشمندان ثابت كرده‌اند كساني كه موقع ریدن فكر مي‌كنند، موقع فكر كردن می رینند.

 -----------------------------------------

به يه تركه يه كلت ميدن ميگن: اين خر رو بكش! تركه ميگه: اصلا، من و برادر كشي؟

 ----------------------------------------

تركه تو محوطه دانشگاه ميخوره زمين مشروط ميشه

 ---------------------------------------

يه جوجه تيغي با يه كيوي داشته ميرفته، ازش مي‌پرسن: اين كيه؟ ميگه: داداشمه، سربازه

 ---------------------------------------

از يه ابادانیه مي‌پرسن: بلدي با كامپيوتر كار كني؟ ميگه: ها! ميگن: كامپيوتر رو روشن كن! ميگه: نه تا اينقدر!

----------------------------------------

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه، مادره ميگه: بچه‌ها نيستن، بيا تو

 -----------------------------------------

چمن زير پاتيم، حالا يه وقت خر نشي بخوريمون!

 ----------------------------------------

جهان بيش از ۶ ميليارد نفر جمعيت داره، يكي نيست به من احمق بگه: چرا واسه تو مسيج مي‌فرستم؟

 ------------------------------------------

قزوينيه كنار زمين فوتبال خوابيده بوده، بهش ميگن: پاشو برو تو زمين، بازي شروع شده. ميگه: من برانكاردم!

 -----------------------------------------

ترکه يه می گوزه و میمیره، رو قبرش مینویسن: بادی آمد و گلی پرپر شد

 -----------------------------------------

يه روز يه بچه به بابانوئل مسيج ميزنه و ميگه: Send me a Little Brother، بابانوئل هم براش در جواب ميزنه: Send me Your Mother

 -----------------------------------------

اطلاعيه وزارت سلامتي: از اين پس براي گرفتن بليت هواپيما علاوه بر ارائه شناسنامه به ارائه وصيت‌نامه هم احتياج است.

 -----------------------------------------

آرايشگرا قشنگ مي‌كنن، دكترا خوب مي‌كنن، مكانيكا درست مي‌كنن، آشپزا سير مي‌كنن و... تو پيش كدومشون ميري؟

-----------------------------------------

چند وقته نيومدی به خاطره نيومدنت مامانم و بابام هر شب باهم دعوا دارن! مهم نيست با چه ماشينی ميای! مهم نيست با چه لباسی ميای فقط بيا و اين آشغال ها رو از دم خونه بردار.

 

/////////////////////////////////////////////////////////////

 Love sms

 

به كسي عشق بورز كه لايق عشق باشد نه تشنه عشق.چون تشنه عشق روزي سيراب ميشود

 ------------------------------------

سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری، غرورت رو از دست بدی. ولی مواظب باش که بخاطر غرورت کسی رو که دوستش داری رو از دست ندی.

 ----------------------------------

ازم پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگي تو؟ خوب منم راستش رو گفتم، گفنم زندگيمو!

---------------------------------- 

ازم نپرسيد چرا؛ گريه كرد و رفت اما نمي دونست كه اون خودش زندگيمه

--------------------------------

ميگفت آدم بايد توي عاشقي مثل سيگار باشه! با اينكه مي دونه آخرش زير پا لهش ميكنن ولي تا آخرش به پاي آدم مي سوزه!

 --------------------------------

اگه كسي ديونه ات بود، عاشقش باش. اگه عاشقت بود، دوستش داشته باش. اگه دوستت داشت، بهش علاقه نشون . اگه بهت علاقه نشون داد فقط يك لبخند بزن.

 ---------------------------------

بهترين دوست اگه نيستي، لااقل بهترين دشمن باش، غمخوارم اگه نيستي، لااقل بزرگترين غمم باش، هرچه هستي بهترين باش، چون بهترين ها هميشه در خاطر مي مانند، پس در خاطرات بدم بهترين باش!

 --------------------------------

حتی عاقلترین مردمان نیز زیر بار سنگین عشق خم می شوند اما به راستی عشق به سبکی و لطافت نسیم خوش است.

---------------------------------

عشق تو را متعادل و متعالی می کند.....وقتی عاشقی، با هستی در یک تبادل و ارتباط عمیق قرار داری ، همه چیز در یک سطح مساوی قرار دارد ، با ارزش مساوی...

 --------------------------------

يك بار بهت گفتم دوست دارم، هزار بار گفتم خدايا غلط کردم!!

 ---------------------------------

يکی ميدونه كه دوستش داری، يکی نميدونه دوستش داری! بيچاره اونی که فکر ميکنه دوستش داری!!

-------------------------------- 

يک نصيحت: مواظب خودت باش! يک خواهش: اصلاً عوض نشو! يک آرزو: فراموشم نکن! يک دروغ: تورو دوست ندارم!!، يک حقيقت: دلم برات تنگ شده!

-------------------------------

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته

 ------------------------------

عشق يعنی اميد، يعنی طراوت باران، يعنی سفيدي برف، يعنی ساز زندگی و لبريز از خوشی،و عشق يعنی راز زيستن!

 ------------------------------

دل به تو دادم تو به من قلوه دادي! نه! به من ساندويچ دلمه دادي!

دل به تو دادم که برام ناز کني نه بري براي من جيگرکي باز کني!!

------------------------------- 

چشمم وقتی زيباست که پر از اشک باشه. اشک وقتی زيباست که براي عشق باشه. عشق وقتی زيباست که واسه تو باشه. تو وقتی زيبايي که واسه من باشی!

------------------------------ 

اون روزا که تنها بودی گم شده ي دريا بودی، قايقت رو شکسته بود، تنت نهيف و خسته بود، 

فانوس درياييت شدم، عاشق اهوراييت شدم، گذشتم از هر هوسی تا تو به مقصد برسی

 ----------------------------

هميشه براي کسی بخند که ميدونی به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسی گريه کن که ميدونی وقتی غصه داری و اشک ميريزی برات اشک ميريزه... براي کسی غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره!

--------------------------------

بخند..............آخه اينو فرستاده بودم که يکم بخندی..................و چهره ي قشنگت قشنگتر بشه............................................

 ------------------------------

فرشته از سنگ ميپرسه چرا از خدا نميخوای که تورو انسان کنه؟؟؟سنگ ميگه هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان بشم!!!!!

 --------------------------------

عشق: سرطان دوست داشتن است. عشق: عقد دائمي ما با غربت است. عشق :شماره تلفني است كه سالها به دنبال آن مي گرديم. عشق: آمپول ب كمپلكس معرفت است. عشق: اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود.

 -------------------------------

عشق: عزرائيل زيبايي است كه رسيد، جسم ما رامي گيرد و قبض روح را امضا مي كند.

 -------------------------------

دوست داشتن كسي كه سزاوار دوستي نيست ، اسراف در محبت است . اگر ميخواهي هميشه آرام باشي ، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر كسي را دوست داري كه او تو را دوست ندارد ، سعي نكن از او متنفر شوي، بلكه سعي كن او را فراموش كني

 -----------------------------

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

 ------------------------------

آرزو ميکنم به اندازه ي کافي شادي داشته باشي تا خوش باشي. به اندازه ي کافي بکوشي تا قوي باشي.به اندازه ي کافي اندوه داشته باشي تا يک انسان باقي بموني و به اندازه ي کافي اميد تا خوشحال بموني.

 -----------------------------

شكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماس

------------------------------

پرسيد کدوم ستاره تو اسمون مال توئه ؟ لبخندي زدم و گفتم اوني که پيدا نيست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 17:58  توسط پیمان  | 

هرچند لطیف و سبز و با احساسی * * *معصوم و نجیب و پاك همچون یاسی

هرچند فرشته ای ولی میترسم* * * یكی روز بفهمم كه تو هم الیاسی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 به لره مي گن، عشاير ذخاير انقلاب هستن يعني چي؟ مي گه: فکر کنم يعني نفت که تموم بشه میخوان اونا رو صادر کنن

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکی بود یکی نبود... زیر این سقف کبود... یه غریبه آشنا! دل و جونمو ربود... این جوری نیگام نکن !!! گل یاس مهربون... اون غریبه خودتی همیشه پیشم بمون

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یارو داشته تو قبرستون خرما خیرات میکرده یهو یه نفر میاد یه مشت برمیداره طرف شاکی میشه میگه : پدر سگ یه نفر مرده اتوبوس که چپ نکرده

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يادش به خير روزايي كه گل ياست بودم...يادش به خير قديما هوشو هواست بودم...حالا ازم رنجيدي گفتي از من بريدي...ديگه تو قهري با من... جوابمو نميدي؟؟؟ عاشقت هستم اگر چه هدفي بيهوده ست دوستت دارم اگر چه سخنه تکراري است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نيروي انتظامی گفت: در سال 85 ده درصد کاهش تلفات جاده ای داشته ایم تا سال 87 تلفات جاده ای به صفر خواهد رسید و ان شااله تا سال 89 در جاده ها زاد و ولد هم خواهیم داشت

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 حاصل ازدواجهاي زير رو ميدونين چي ميشه؟

 اگه يه مرغ با يه دلفين ازدواج كنه =====> بچشون مرفين ميشه

اگه يه جغد با يه فوك ازدواج كنه =====>بچشون جوك ميشه

اگه يه قو بايه قناري ازدواج كنه =====>بچشون قوري ميشه

 اگه يه پروانه با يه شبتاب عروسي كنه =====> بچشون پرتاب ميشه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشکست و قيمت اشک عشق

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 زندگي فرصت بس کوتاهيست

 .تا بدانيم که مرگ  ؛ آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست

مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانيم پس از خواب زمستاني خاک...

 نفس سبزبهاري جاريست

 

 

براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ديوانه هيچ نداشت و گريست (گمان کردندچون هيچ ندارد مي گريد.) اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشکست و قيمت اشک عشق

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ای سرنوشت از تو کجا مي توان گريخت من راه آشيان خود از ياد برده ام يکدم مرا به حال خود رها مکن با من تلاش کن که بدانم نمرده ام

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مي دوني كي مي فهمي دنيا دو روزه ؟ وقتي اوني كه دوستت داره بهت مي گه تا آخر دنيا باهاتم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سه چيز قلب من است: عشق، پول، خوشبختي! نترس، تو رو يادم نرفته، تو ضربان قلبمي!

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 يه روز يه بچه گوريل به مامانش ميگه: ماماني ما چرا اينقد زشتيم؟؟.... مامانه ميگه ناراحت نباش عزيزم، ما بايد خدا رو شکر کنيم که شبيه اوني که داره آفش رو چک ميکنه نيستيم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نظر دبيران در مورد عشق دبير ديني: عشق يك موهبت الهي است. دبير ورزش: عشق تنها توپي است كه اوت نمي شود. دبير شيمي: عشق تنها اسيدي است كه به قلب صدمه نمي زند. دبير اقتصاد: عشق تنها كالايي است كه از خارج وارد نمي شود. دبير ادبيات: عشق بايد مانند عشق ليلي ومجنون محور نظامي داشته باشد. دبير جغرافي: عشق از فراز كوه هاي آسيا تيري است كه بر قلب مي نشيند. دبير زيست: عشق يك نوع بيماري است كه ميكروب آن از چشم وارد مي شود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يادت باشه دنيا گرده. هر وقت احساس كردي به آخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  دکتر علي شريعتي: به سه چيز تکيه نکن ، غرور ، دروغ و عشق. آدم با غرور ميتازد، با دروغ ميبازد و با عشق ميميرد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گر ازمن بپرسند بهترین، زیباترین، شجاع ترین، محبوب ترین و عاقل ترین آدم کیه؟ انگشتمو به طرف تو دراز می کنم و می گم: این نمی تونه باشه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دل من غمگین است غصه ام سنگین است گر چه بی نفسم زندگی شیرین است میل من در گل نیست بال من خونین است اشک غم باید ریخت رسم دنیا این است

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خوردن شيريني خيلي راحته، خواندن داستان شيرين خيلي راحته، اما پيدا كردن دوست شيرين خيلي سخته! ، تو چطوري منو پيدا كردي؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت اینگونه در التهاب فردا نگذاشت سوگند نمی خورم ولی باور کن کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 17:55  توسط پیمان  | 

یارو راهبه هفت- هشت سال تو یک قبیله آفریقایی زندگی کرده بوده و تو این مدت کلی از آداب تمدن -مثل کشاورزی و خونه آجری ساختن و صد البته یکتا پرستی و الخ- رو یادشون داده بوده... یک روز هوا میکنه که بهشون انگلیسی هم یاد بده. خلاصه رئیس قبیله رو صدا میکنه، باهم شروع میکنن قدم زدن تا میرسن به یک درخت. راهبه اشاره میکنه به درخته، میگه: «درخت». رئیس قبیله کلشو تکون میده، اشاره میکنه به درخت، میگه: درخت! راهبه کلی حال میکنه، یکم جلوتر اشاره میکنه به یک کوه، میگه: «کـوه» بازم رئیس قبیله کلشو تکون میده، میگه: کوه! خلاصه به همین منوال جناب راهب کلی زبان به جناب رئیس قبیله یاد میده، تا اینکه بین درختا میرسن به یک زن و مرده که شدیداً به کار خیر مشغول بودن... راهبه یکم فکر میکنه، میگه: «دوچرخه‌سواری!» رئیس قبیله اخم میکنه، نیزشو در میاره، میزنه مردک بدبخت رو لت و پار میکنه. راهبه کف میکنه، میره بهش (صد البته به زبون بومی) میگه: بابا من این مدت این همه راجع به صلح و دوستی چیز یاد شما دادم، چرا زدی این بدبخت رو کشتی؟ رئیس قبیله اشاره میکنه به زنه، میگه: «دوچرخه من!»


یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود. اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!



یک بنده خدایی لنگ بوده و روی کشتی هم کار می کرد هروقت از سرکارش می آمده تمام بدنش خیس بوده زنش باهاش دعوا می کنه این چه وضعیه تو چرا هر وقت می آیی همه لباسهایت خیس است
بنده خدا می گه هروقت کشتی را نگه می دارند می گویند لنگرو بندازید و من برمی دارن می ندازن تو دریا  


ضرات امتحانات : افزایش بار علمی به طور نا خواسته ! کمبود شدید خواب و کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاری ! برای معلمان ! افزایش خشونت علیه حیوانات (خر زنی !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش های غلط تقلبی ! سردرد حاصل از تمرکز شدید برای یافتن راههای مدرن تقلب


روز علي دايي ميره اردبيل مي خواسته نون بخره براي اينكه بين مردم شناسايي نشه چادر سر مي كنه و ميره قسمت خانمها

مي بينه خانم جلوييش يه خانم تپل و مپل ايستاده طاقت نمياره و خودش رو مي چسبونه به خانمه

خانمه بر ميگرده و ميگه علي ول كن بي خيال شو بابا رضازاده هستم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 17:45  توسط پیمان  | 

وزارت ارشاد جمهوري اسلامي براي ارشاد جوانان دستورات تازه اي براي كاربران كامپيوتر و پركاران رايانه صادر نموده است:

1- با نصب نرم‌افزارهاي جديد كليه رايانه‌ها در ساعات ملكوتي اذان براي اداي فريضه نماز به مدت ۳۰ دقيقه به طور خودكار shutdown مي‌شوند و هرگونه تلاشي براي جلوگيري از خاموش شدن رايانه به انفجار آن و تخريب ساختمان‌هاي اطراف منجر خواهد شد.

2- نصب پيامبر ( yahoo messenger سابق) روي رايانه‌ها بايد با اجازه وزارت ارشاد باشد.

3- پيامبر شما علاوه بر send to all بايد از گزينه send to all muslims نيز برخوردار باشد.

4- در بيان سرعت انتقال خطوط بجاي بيت از «بِيت»، بجاي كيلوبيت از «اهل بيت» و بجاي مگابيت از «اهل بيت عصمت و طهارت» استفاده شود.

5- براي ارتباط‌ات بين شبكه‌اي بايد فقط از فيبر نوري استفاده شود چون نور واژه مقدسي است و بهيچ وجه نبايد از ارتباطات بي‌سيم استفاده شود چون ناچار به استفاده از ماهواره مي‌شويد.

6- صدور مجوز براي هر سايت‌ با برقرار بودن شرايط ذيل حاصل مي‌گردد:
الف- در هنگام مشاهده سايت‌، ابتدا بايد يك ‌flash نمايش داده شود كه مضمون فلش يادآور روزهاي جبهه و جنگ باشد.
ب- فونت لينك‌ها حتماً بايد كوفي باشد.
ج - بجاي استفاده از فونتهاي «نازنين»، «ميترا» و «سينا» بايد از فونتهاي «زينب» و «غلامحسين» و «كبري» استفاده شود .


. زن بداخلاق و بدقيافه اي از شوهرش مي پرسه : نمار وحشتو چه موقع مي خونن ؟ شوهرش مي گه : هروقت جمال مبارك حضرت عالي ديده شود !


۲. مردي با دو فرزند از زن اولش با زني با دو فرزند از شوهر اولش ، ازدواج كرد و صاحب دو فرزند مشترك شدند.
يه روز زن به شوهرش زنگ زد و گفت : عزيزم زود خودتو به خونه برسون ، چون بچه هاي من با بچه هاي تو ، دارن بچه هاي ما رو مي زنن !


۳. تو يه مسابقه كشتي بين گربه ها يه گربه ي ضعيف مردني همه رو شكست مي ده مي ره مرحله فيينال و اونجا هم قهرمان مي شه.
خبرنگارا ازش مي پرسن : رمز قهرماني شما چه بود؟
گربه ي لاغر مي گه : بشوژه پدر اعتياد ، من ببر هستم!


۴. اولي : من خروس تنبلي دارم كه سالي يه مرتبه آواز مي خونه !
دومي : اين كه چيزي نيست خروس تو خيلي زرنگه ، من خروس تنبلي دارم كه وقتي خروس همسايه آواز مي خونه ، فقط سرشو به علامت تاييد بالا و پايين مياره !


۵. اولي : عموي من ديروز مرحوم شد. دومي : دكتري كه معالجش مي كرد كي بود؟ دومي : كسي معالجش نكرد ، خودش مرد!


۶. اولي : علت مرگ برادر معتادت چه بود ؟ دومي : نمي دونم؟ علت زندگي برادرم هم معلوم نبود تا چه برسه به علت مرگش !


۷. يه بار يه تيمسار مي ره بازديد از ارتش ، يه كفاش مي بينه مي گه : پسر اينجا چكاره اي ؟ كفاش هول مي شه مي گه تيمسارم كفاش!


۸. مردي در بستر بيماري افتاده بود و زنش بالاي سرش داشت نامه مي نوشت.
مرد گفت : زن داري چي مي نويسي؟ زن مي گه : دارم در مورد سلامتي تو به پدرم نامه مي نويسم. بعد از چندي زن از شوهرش مي پرسه : راستي كلمه ي قبر رو با "قاف" مي نويسن يا با "غين"؟!!!


۹. مردي با يه زن زيبا ازدواج كردو وقتي نام زن را پرسيد زن گفت : نام من حماره. مرد گفت : اين نام را عوض كن چون حمار يعني خر و اسم درستي نيست. زن نامشو عوض كرد و گذاشت قاطر ! مرد گفت : اين دفعه نام تو از اول بهتر شده ولي هنوز از طويله خارج نشدي !


۱۰. معروف است كه وقتي معلم لويي چهاردهم براي او شيمي تدريس مي كرد چنين مي گفت : اكسيژن و هيدروژن كمال افتخار را دارند كه در حضور اعليحضرت با يكديگر تركيب شده و توليد آب نمايند !


۱۱. يه بار ناصرالدين شاه رفت مازندارن . در نزديكي مقصد وقتي سر از پنجره بيرون آورد دريا را ديد. با تعجب از يكي از همراهان پرسيد آن چيست. آن شخص با چاپلوسي تعظيمي كرد و گفت : قربان ! بحر خزر شرفياب شده است !


۱۲. قانون جديد : سوخت گيري در بازي نيد فور اسپيد بدون ارائه ي كارت هوشمند سوخت ممنوع است!


گرگه بعد از كلي جستجو آي دي شنگول منگول رو گير مياره ، بعد از كلي چت كردن باهاشون قرار مي ذاره.
وقتي مي ره سر قرار مي بينه چوپان دروغ گو اومده.


كشتي در حال غرق شدن بود.
ناخدا فرمان فرار از كشتي را صادر كرد.
مردها براي خروج هجوم آورده بودند.
ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت: خجالت بكشيد حق تقدم با زنان است!!
زنان بسيار خوشحال شدند و ضمن تشكر از ناخدا به خاطر رعايت حق خانم ها يكي يكي از كشتي خارج شدند...

پنج دقيقه بعد ناخدا گفت : آقايان بفرمائيد پياده شويد كوسه ها به اندازه كافي سير شده اند.


اگه يه لكه ابي روي ديوار ديدي بدون يه مورچه است كه شلوار لي پوشيده .
اگه يه لكه قرمز روي ديوار ديدي بدون يه مورچه است كه رژ لب زده.

اگه يه لكه سبز روي ديوار ديدي مطمين باش پليس 110مورچه هاست كه اومده دو تايي شونو بگيره!!


• گاو ما ما مي كرد،
• گوسفند بع بع مي كرد،
• سگ واق واق مي كرد،
• و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي؟

• شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.
• او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
• موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
• ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.
• پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
• براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود.

• ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد. ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
• اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود.
• الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.

• او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد.
• او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
• او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.


خبرنگارخارجي مياد تهران و ميره مسجد، ميبينه همه صف ايستادن واسه غذا.
ميگه مگه اينجا نماز نميخونن؟
ميگن نماز ميخواي برو دانشگاه تهران!
ميگه پس دانشجوها كجان؟
ميگن اگه منظورت روشنفكرا و دانشمنداس برو زندان اوين.
ميگه مگه دزدا رو نميبرن زندان؟
ميگن زكي، پس مملكت رو كي اداره كنه؟


احمدي نژاد : آمريكا عمرا به ايران حمله كنه!
خبرنگار : از كجا مي دونيد ؟
احمدي نژاد : الياس گفته!


آگهي ويژه:
پيش فروش سيم كارت الياس ‌سل، بدون نياز به گوشي، آغاز شد!
(جايزه ويژه يك خودرو استثنايي -- پاترول دكتر پژوهان)


يك روز يك پسر كوچولو كه مي خواست انشاء بنويسه از پدرش مي پرسه: پدرجان! لطفا براي من بگين سياست يعني چي؟

پدرش فكري مي كنه و مي گه: بهترين راه اينه كه من براي تو يك مثال در مورد خانواده خودمون بزنم كه تو متوجه سياست بشي. من حكومت هستم، چون همه چيز رو در خونه من تعيين مي كنم. مامانت دولت هست، چون كارهاي خونه رو اون اداره مي كنه. كلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب كار مي كنه و هيچي نداره. تو روشنفكري چون داري درس مي خوني و پسر فهميده اي هستي. داداش كوچيكت هم كه دو سالش هست، نسل آينده است. اميدوارم متوجه شده باشي كه منظورم چي هست و فردا بتوني در اين مورد بيشتر فكر كني.

پسر نصف شب با صداي برادر كوچكش از خواب مي پره. مي ره به اتاق برادركوچكش و مي بينه زيرش رو كثيف كرده و داره توي گه خودش دست و پا مي زنه. مي ره توي اتاق خواب پدر و مادرش و مي بينه پدرش توي تخت نيست و مادرش به خواب عميقي فرورفته و هركاري مي كنه مادرش از خواب بيدار نمي شه. مي ره توي اتاق كلفت شون كه اون رو بيدار كنه، مي بينه باباش توي تخت كلفت شون خوابيده و داره ترتيب اون رو مي ده. مي ره و سرجاش مي خوابه و فردا صبح از خواب بيدار مي شه.

فردا صبح باباش ازش مي پرسه: پسرم! فهميدي سياست چيست؟ پسر مي گه: بله پدر، ديشب فهميدم كه سياست چي هست. سياست يعني اينكه حكومت، ترتيب ملت مستضعف و پابرهنه رو مي ده، در حالي كه دولت به خواب عميقي فرو رفته و روشنفكر هر كاري مي كنه نمي تونه دولت رو بيدار كنه، در حالي كه نسل آينده داره توي گه خودش دست و پا مي زنه.يارو ميره مسجد وقتي مياد ميبينه كفشش نيست به خودش ميگه:
۱- من نيومدم
۲- اومدم و رفتم
۳ - بدون كفش اومدم
۴- هيچكدام


يه بچه بسيجيه از يه دختر خانومي خوشش مياد بهش ميگه آبجي افتخار ميدين يه دو ركعت نماز در ركاب باشيم.


يه روز يه گنجشكه با موتور تصادف مي كنه و بي هوش مي شه.
وقتي به هوش مي ياد مي بينه تو قفس پشت ميله هاست!
مي زنه تو سر خودش مي گه ديدي خاك بر سرم شد؟! موتوريه مرد منو انداختن زندون!


يكي با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟
بقاله ميگه: بله!
يارو ميگه: پس بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 0:3  توسط پیمان  | 

يک اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين

 


 

يه وزنه سنگین از بالاي يه ساختمون مي افته روي پاي يه اصفهاني، اصفهاني داد ميزنه:آخ! کفشم، اوخ

 


 

بچه یه اصفهاني شکم درد مي گيره ميبرنش بيمارستان دکتره بعد از عمل از اتاق عمل مياد بيرون، ميگه: عمل با موفقيت انجام شد و ما اين سکه 5 ريالي رو از شکم بچه در آورديم. اصفهانيه ميره جلو ميگه آقاي دکتر اول 5 ريال ما رو بدين حسابمون با هم قاطي نشه

 


 

اصفهانیه به پسرش میگه: برو براي ناهار از خونه همسایه دو تا نون بگیر، پسره میره و برمی‌گرده ميگه: بابا همسایه نون نداد، اصفهانيه شاكي مي‌شه و میگه: اه اه، خاك بر سر خسیسش كنن، برو از توی یخچال خودمون دوتا نون بیار

 


 

جشنواره فیلم های اصفهان:

۱- دو نفر با یه تخم مرغ

۲- تا حالا موز خوردی؟

۳- ده نفر زیر یک چتر

۴- من ترانه ۱۵ تومن دارم

۵- دیشب پیتزا خوردم آیدا

 


 

یه روز اصفهانیه تو مسابقات رالی شرکت میکنه وسط راه مسافر سوار می کنه

 


 

اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش  

 


 

اصفهانی تف میکنه اب بدنش کم میشه

 


 

اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده

 


 

اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن

 


 

یکی روز یکی از یک محله تو اصفهان می گذشته،می بینه یه دختر بچه اصفهانی گوشواره های طلا داره،می خواسته گولش بزنه و به بچه می گه دختر جون این گوشواره ها رو به من می دی؟ دختره می گه اگه صدای خر در بیاری بهت می دم یارو شروع می کنه به عرعر کردن و بعد می گه گوشواره ها رو بده دختره بهش می گه تو که خری می دونی اینها طلاست و من که ادمم طلا بهت نمی دم

 


 

یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه 250تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این 200 تومن - به اندازه 50 تومن دنده عقب برید

 


 

یه اصفهانیه به دوستش میگه : حسن خودکار داری . میگه نه جوهرش تموم شده . به اون یکی دوستش میگه : مجتبی مداد داری میگه نه مدادم نوکش شکسته . اصفهانیه میگه ای بدبختا حالا باید از خودکار خودم استفاده کنم

 


 

به یه اصفهانی می گند جوجه را بخش کن میگه چوری

 


 

یک اصفهانی گوشت خورد ترکید

 


 

یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه سنندجی یه غذا خوب (بریانی ) پیدا می کنند و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا تحویل ان داده می شود شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهران می گد من دیشب خواب دیدم ملکه ونیز شده ام سنندجیه می گد من خواب دیدم تمام جهان در دست من است  اصفانیه می گد برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا را خوردم

 


 

اصفهانیها چهل ستون را میساختند 22تاستونش را برای روز مبادا نگه داشتند

 


 

با عرض معذرت از تمامی دوستان عزیز: اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور جلوشو ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، 200 تومن! اصفهانيه شاكي ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درك بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد 500 تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره، ميبينه الانه كه وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم 500 تومن. باز صاب توالت يك ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقه‌اي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردك توالت‌چي(!) ميبينه يك ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك يادداشت هم گذاشته كه: "كسي كه تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه

 


 

یه بار یک نفر میخواسته یه اصفهانی رو بکشه تو غذاش موز میرزه

 


 

در زمان قدیم قانونی در تلگراف بود که اگر نام یکی از ماههای سال باشد پول آن کلمه گرفته نمی شد حالا لطیفه: یک سربازر اصفهانی در جنگ تیر می خورد به او میگویند اگر تلگرافیی داری بگو تا برایت ارسال کنیم او می گوید بله یک تلگراف دارم به نامزدم برسانید و حالا متن تلگراف : آ ذر مهر ابان بهمن تیر خرداد آ مرداد......(وهیچ پولی نداد)  

 


 

اصفهانیه پسرش بعد از ده سال از آمرکا برمیگرده میبینه پدرش یک متر ریش داره پسره میپرسه بابا چرا ریش گذاشتی پدرش میگه :آخه مادرت سگ ریش تراش هارو با خودش بردست

 


 

 

یه اصفهانی بعد 20 سال میره کفش بخره.وارد مغازه که شد به مغازه دار میگه: سلام-بازم اومدیم

 


 

به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد هر کی گفتس دروغ گفتس

 


 

یه بچه اصفهانی به باباش میگه : بابا همه میگند اصفهانیا خسیسند، پس چرا مسافرهای نوروزی که از شهرهای دیگه می یاند اصفهان به جا اینکه برند هتل ، کنار زاینده رود چادر میزنند؟ باباش میگه: به خاطر آب و هواشه پسرم. بچه باز میپرسه : ولی بابا اینا که همه از سرما به هم چسبیدند! باباش میگه : نمیدونم بابا جون، شاید فامیلهای اصفهانیشون تو خونه راشون ندادند

 


 

يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سكه 25 توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره بيا اين25 توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده  مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان 50 تومن پول داشتم

 


 

يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا رددون مي كونم

 


 

يه روز يه اصفهانيه يه 25 تومني رو تو دستش هي فشار ميداده که دستش عرق ميکنه بعد دستش رو باز ميکنه به 25 تومني ميگه اگه تافردا هم گريه کني خرجت نميکنم

 


 

اصفهانیه داشت تو رودخونه ی زاینده رود غرق می شد .هر چی بهش گفتند: دستت رو بده نجاتت بدیم این کارو نمی  کرد.یکی از آشناهای اون فرد که میدونست اون مرد خسیسیه جلو رفت و گفت :دادا دست منو بگیر نمی خواد دستت رو به من بدی

 


 

يه اصفهاني ميخواسته پول به كسي بده دستش مي لرزيد . گفتند زودباش چرا مي لرزي ؟؟ ميگه آخه ميخوام پول بدم ، جون كه نميخوام بدم كه يهو بدم

 


 

به اصفهانيه گفتند با لوستر  جمله بساز گفت‌ : دو تا دختر دارم يكي از يكي لوستر  

 


 

یه اصفهانیه به روانپزشک گفت: آقاي دكتر به دادم برس، دارم ديوانه ميشم، هر شب يك غول سه چشم مي آيد سراغم

روانپزشك گفت : معالجه شما صدهزار تومان خرج داره

اصفهانیه گفت : ولش كن، مي روم و يك طوري با غوله مي سازم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 0:0  توسط پیمان  | 

آيا ميدانستيد که بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است !

 

سرهنگه داشته امتحان رانندگي مي‌گرفته. از يارو مي‌پرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ طرف ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف مي‌كنه مي‌پرسه: يعني چي؟ يارو ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف

 

ميدوني به يه دختر خوشگل كه لباس خواب پوشيده چي ميگن؟.............. ميگن : شب بخير

 

يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب

 

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

 

 اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!

 

   پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"

 

غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه

 

 

از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.»

 

شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.

 

عكاس:«دوست داريد عكستان را چگونه بگيرم؟»
مشتري:«مجاني!»

 

معلم:« سعيد! دو تا حيوان دو زيست نام ببر.»
سعيد:«قورباغه و برادرش.»

 

 

سعيد از دوستش، خسرو، مي پرسد: «دلت مي خواست جاي چه كسي بودي؟»
خسرو جواب مي دهد: «جاي تو.»
سعيد با تعجب مي پرسد: «چرا جاي من؟»
خسرو جواب مي دهد: «براي اين كه دوست نازنيني مثل خودم داشته باشم.»

 

معلم: «مريم! اگر هم شاگردي ات، سارا، هزار تومان به تو بدهد و
دوباره پانصد تومان ديگر هم بدهد، در مجموع چه قدر پول خواهي داشت؟»
در همين موقع سارا با عصبانيت مي گويد:« اجازه! ببخشيد، از كيسه خليفه مي بخشيد؟! »

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 23:58  توسط پیمان  | 

ميان بيگانگي و يگانگي هزار خانه است آنکس که غريب نيست شايد که دوست نباشد


بگذار خالصانه قبول کنيم کوچکيم تا بتوانيم بزرگ شويم ,عوض شويم ,رشد کنيم و ديگري شويم. بزرگ جايي براي تغيير کردن ندارد. وفتي مظروف، درست به اندازه ظرف بشود، ديگر چگونه تغييري در مظروف ممکن مي
شود؟ جزريختن برزمين و تلف شدن؟


شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص


خوب سوال نمودن نصف علم و دانش است


مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه: دوستت دارم


کسي نمي تواند درکي از خود، از جهان، از کارآمدي داشته باشد، مگر به آرامش باطني رسيده باشد. (وين داير)


اگر روزي كسي از من بپرسد كه ديگر قصدت از اين زندگي چيست بدو گويم كه چون مي ترسم از مرگ مرا راهي به غير از زندگي نيست


برنده مي گويد: مشکل است، اما ممکن. بازنده مي گويد: ممکن است، اما مشکل!


تنها ستاره ي خيالي من، تو را در کدامين شب بجويم وقتي که هر شب بي تو بودن را به وسعت گريه در مي يابم


طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه


اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند، بهتر از آنست كه سخن بگويي و خاموشت كنند


تا حالا فكر كردي كه چرا بعضي وقتها زمين مي خوريم؟ از بد شانسيمون نيست، طبيعت ميخواد به ما ياد بده كه چطور دوباره بلند بشيم (هيتلر)


خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند


طلا را به وسيله آتش......زن را به وسيله طلا ........و مرد را به وسيله زن امتحان کنيد.(فيثاغورس)


انقدر آرزوهايم را به گور بردم كه ديگه جايي براي جسدم نيست!

 


وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه مي خنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن.


هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه... ولي حداقل مي تونه يادش بده که وقتي شکست لبه تيزش دست اوني رو که شکستتش نبره.


دوستي يه حادثه و جدايي قانون است. بيا حادثه آفرين و قانون شکن باشيم


عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه.


آدم ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق ميشم.


زندگي تفسير سه کلمه است : خندیدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن.


نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم.


زندگي 2 چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو.


براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت... تا مبدا دلش بشکنه.


خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد.


تا حالا کفشاتو نگاه کردي ؟؟ دو تا عاشق.دوهمراه که بي هم مي ميرن.با هم خاکي ميشن,بدونه هم زيره بارون نميرن, کاش آدما هم يه کم از کفشاشون ياد بگيرن.


دوستت داشتم... يادت هست؟ گفتم دوستت دارم... و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم...اما انقدر بزرک شدم که يادم رفت دوستت دارم

 


دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن. دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه . دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد


يه فرشته از خدا مي پرسه که چرا منو اينقدر ناز آفريدي؟ مي گه اينکه چيزي نيست اونيکه اين اس ام اس رو مي خونه از تو هم نازتره


انسان ها دو دسته اند: آن هايي که بيدارند در تاريکي و آن هايي که خوابند در روشنايي


وقتي عاشق مي‌شيم تلاش مي‌کنيم چارديواري آدما رو بشکنيم بريم تو. يادمون ميره، چيزي که عاشقش شديم همون چهارتا ديوار بوده، نه آدم توش


کوچک ترين انسانها کساني هستند که براي بدست آوردن ديگران ، خود را هم عقيده و هم فکر با او نشان دهند


به او گفتم غمگين ترين ترانه را برايم بخوان چشمهايش را بست و آرام آرام گريست


آنچه کرم ابريشم، تا پايان دنيا مي‌پندارد، در نظر پروانه، اغاز زندگيست


اگر كتاب زندگي چاپ دوم مي داشت هرگز نمي گذاشتم كه اينقدر غلط چاپي داشته باشد


بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود برسنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تيشه و تبر دسته

 


 

مواظب افکارت باش آنها تبديل به کلمات مي شوند. مواظب کلماتت باش آنها اعمالت مي شوند. مواظب اعمالت باش آنها عاداتت مي شوند. مواظب عاداتت باش آنها شخصيتت مي شوند. مواظب شخصيتت باش آن سرنوشتت مي شود

 


زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است


بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا


بعضي كلمات همانند سكه بر اثر زيادي استعمال ساييده مي‌شوند و نقش و نگارشان محو مي‌شود، آزادي هم يكي از اين كلمات است


مثل خردمندان فکر کنید اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنید.(ویلیام بولریتس)


عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد


بهترين ثروتها ترك آرزو است. (امام علي)


زندگي نه آنقدر شيرين و مرگ نه آنقدر تلخ است كه انسان شرافتش را به آن بفروشد


 

اگه يه روز بهت گفتند 1000 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 100 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 10 نفر دوستت داره،بدون اوليش منم. اگه يه روز بهت گفتند 1 نفر دوستت داره،بدون اون يه نفر منم. اگه يه روز بهت گفتند كسي دوستت نداره،بدون من مردم!!!

 


انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نميزند كه خيال ميكند ديگران را فريب داده است


افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم


ميدونی چرا وقتی تو چشم‌هاي کسی نگاه ميکنی بيشتر دوستش داری؟ چون خودت رو توش ميبينی!!


روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم؟ حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد. دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت. از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است، اما دروغ درلبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود


عشق چيست؟ 3 ثانيه نگاه، 3 دقيقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنايي، 3 هفته وفاداري، 3 ماه بيقراري، 3 سال انتظار، 30 سال پشيماني


بازي عشق اين بود که من بشمارم و تو قايم شوي به همان رسم هاي قديمي کودکانه (قايم باشک) هنوز نشمرده بودم که رفتي و چنان ناپيداکه براي هميشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم لعنت به اين بازي بچه گانه لعنت


به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است


تنها يک سقوط است که جاذبه زمين مسئول آن نيست فرو افتادن در عشق


ميتوني نگاهم نكني- اما نميتوني جلوي چشماي منو بگيري- ميتوني بگي دوست ندارم- اما نميتوني بگي دوسم نداشته باش- ميتوني از پيشم بري- اما نميتوني بگي دنبالم نيا-پس من نگاهت ميكنم- دوست دارم- وتا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 23:57  توسط پیمان  | 

یک خبر مهم :

از روستای پیر بابا خبر دادن

احمدی نژاد

سه سال پیش مرده !!!

===

تركه مي‌بينه كه همه رفيقاش موبايل دارن جز خودش، يه كاغذ لوله مي‌كنه، مي‌بنده به كمرش، ميره پيش رفيقاش. ازش مي‌پرسن: اين چيه؟ ميگه: واي، باز هم فكس رسيد

 

==

ميدوني

من دوستت دارم

من عاشقتم

ميميرم برات

ميبوسمت

چند تا ميم داره؟؟؟

 

==

بهشت انتقال یافت...

به خبرگزاری ایسنا از آنجای که شبهای پای مادران بر دوش پدران است بهشت از پای مادران بردوش پدران انتقال میابد.

 

==

عجب حکایتی داریما:

سوسک از همه می ترسه،

موش از گربه می ترسه،

گربه از سگ می ترسه،

مرد از ن می ترسه،

زن از سوسک !!!

 

==

کابینه زندگی !!!

زن = وزیر سلب و آسایش!

مرد = زیرکار!

مادرزن=وزیر جنگ!

مادرشوهر=وزیر اغتشاشات!

خواهر زن= جاسوس دوجانبه!

خواهر شوهر= وزیر اطلاعات و بازرسی!

پدرزن= وزیر ارشاد!

پدرشوهر = رئیس تشخیص مصلحت!

 

==

از پیتزای عشقم  و همبرگ قلبم

وکباب زندگیم و اسپاگتی افطارم

بی تو من فلافلم ..

مگسه روي تركه نشسته بود .. تركه ميگه : خدا رو شكر ... نمرديم و يه گهي شديم!!!

 

 ==

معلم ابتدايي احمدي نژاد بعد از بوسيدن احمدي نژاد گفت : اي شيطون تو هنوز سرتو نميشوري

 

==

 

قزوینیه بعد از نمازجماعت به بقیه میگه: بغل دستی: قبول باشه، جلویی: حال دادی، پشت سری: حالتو میگیرم!

 

==

 

به لره میگن پاشو سحره . میگه بزار بخوابم . خودم فردا بهش زنگ میزنم !!

 

==

 

دوست دختر تركه واسش پي ام ميذاره شب بيا خونمون خاليه ، تركه خوشش مياد سند تو آل ميکنه !

 

==

 

سهمیه بندی سکس ! تهرانیها : 30 بار در ماه قزوینیها : 15 بار در ماه رشتیها : 1 بار در ماه علت : تهرانیها مصرفشون بالاست ، قزوینیها دوگانه سوزند ، رشتیها سهمیشون رو میفروشن !

 

==

 

لره تلويزيون رو روشن ميكنه. كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3: قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. كانال 6: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه !!

 

==

 

به ترکه میگن نظرت درباره خدا چیه ؟ میگه خدا خوبه مهربونه .. ابوالفضل نگهدارش باشه !

 

==

 

زن رشتيه به شوهرش ميگه : وقتي تو نيستي همسايه قزويني مون مياد ترتيب منو ميده شوهرش ميگه : ولش کن ديوونه اس وقتي هم تو نيستي میاد ترتيب منو ميده !

 

کم کم غروب ماه خدا  دیده میشود،

صدحیف از این بساط که

برچیده میشود.

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت، خوشبخت آن کسی است

که بخشیده میشود.

==

عاشقان عیدتان مبارک باد=========

عید سعید فطر برعاشقان حضرت

دوست مبارک باد===

==

عید سعید فطر بر عاشقان مهمان

حضرت دوست مبارک باد

==

گلی عیدت مبارک

==

یک ماه عبادت مقبول درگاه احدیت

بزرگترین عیدمسلمین برشما مبارک

==

با تمام شدن ماه رمضان درهای رحمت خدا

بسته میشود

از الان گفتم که لای در نمونی؟!

عید فطر مبارک

==

عید فطر روز تولد فضلیت ها ، جلوه دادن و

به بار نشستن خوبیها از شهد شیرین عشق

نوشیدن است عاشقتان

عیدتان مبارک باد

==

فتوحی بزرگ اعلام کرد خانم دکتر بردیا را هم میگیرم

به کوری چشم قدسی و همه ببینندگان !!!

==

 حاجی تو دیگه کی هستی دست قدسی رو بستی

رفتی دنبال هستی بگو مال کی هستی

بین قدسی و هستی برو دنبال هستی که تو

علامه مستی نمیشه مثل قدسی

==

اگه میوه ممنوع رو بخوری و شکرانشو به جا نیاری

تو اغما میری و میری زیر یه واجب خاک

==

قسمت آخر میوه ممنوعه لو رفت

حاج فتوحی با هستی ازدواج میکنه

بعد میفهمه که الیاس بوده!!

==

طرح تعویض زنان فرسوده آغاز شد.

شرکت بازرگانی حاج یونس فتوحی

 

تا جاهل میرسن به هم ...

اولی : داش اگه آبجی تو بکونم

فامیل میشیم ؟

دومی : نه داش بی حساب میشیم !!!

-----------------------------------------

شیپیش

اولی : کجا ساکنی ؟

دومی : تو سیبیله یه مرد ،

اولی : بابا برو تو شورته خانومها

هم گرمه هم نرمه

دومی : تا دیشب اونجا بودم

صبح پا شدم دیدم اینجام .

----------------------------------------

شادی خود را به هیچ چیز وهیچ کس

وابسته نکن تا همیشه از آن برخوردار

باشی ...

----------------------------------------

هزار شکل گل نیلوفر،

یک دسته گل یاس

یک سبد گل رز

میسپارم به تو ...

برو سر چهار راه بفروش ،

سودش نصف /نصف

---------------------------------------

پروردگارا ، در خانه فقیرانه

خود من چیزی دارم که تو در

عرش کبریای خود نداری ،

که من چون تویی دارم .

تو چون خودی نداری ...

---------------------------------------

 

تنهایم با تو خوشبختیم

با تو مهربونیم

با تو سختیم

با تو صحرا

با تو تو دریا

با تو تو آسمون

با تو ... چیپس جدید " با تو "

در تاریکی 3 شمع روشن کردم

اولی برای دیدنت

دومی برای بوئیدنت

سومی برای بوسیدنت

و در آخرهمه را خاموش کردم

برای کردنت

----------------------------------------------------

شهرداری اصفهان ، کرایه تاکسی رو

از 200 تومان به 100 تومان کاهش داد.

مردم اعتراض میکنن !!

میگن : ما قبلا پیاده میرفتیم 200 تومان

سود میکردیم ، اما حالا چی ؟!

----------------------------------------------------

یه گوز درست و حسابی از 4 تا قرض

اکس ، شادی آورتر است .

(سازمان تفریحات سالم )

----------------------------------------------------

یه آخوندی بالای منبر بود ،

یه کاغذ بهش میدن عکس یه کیر کلفت

توش کشیدن ،

میگه یکی از برادرها واسه مادرش

التماس دعا داره !!!

----------------------------------------------------

ببخشید مزاهم شدم ، می خاستم بدونم

آب خوردید ، آفتابه رو کجا گذاشتی

رهبر میره رست ، رشتیها شعار میدن :

زنیکه همسر ماست هدیه به رهبر ما ست

----------------------------------------------------

تحقیقات دانشمندان ثابت کرده در خانواده

ایرانی یک عدد گوز به اندازه ده عدد

قرص اکس شادی آور است .

----------------------------------------------------

قانمون 10 ارشمیدس : اگه توی آب گوزیدی

ولی حباب ندیدی صدرصد ریدی

----------------------------------------------------

یه زن شورتشو جای دمکش میذاره

رو قابلمه ، برنجها هرکدوم 30 سانت قد میکشن .

----------------------------------------------------

یکی با یه پلیس زن ازدواج میکنه ،

دوستش از شب اول میپرسن .

میگه 3 بار جریمه ام کرد:

1- به خاطر سرعت زیاد

2- ورود ممنوع

3- نداشتن کلاه ایمنی !

استخاره قزوین: شاگرد به مربیش میگه چرا هروفت

آإله تو از تو بخ صنم درمیاری من میخوام غرق بشم .

-----------------------------------------------------------------

دیشب خواب دیدم نوکر من آقا شریف و نوکر شما

گم آقا مبارک گم شدن .

رفتم توی انباری دیم

کیر شریف من رفت توی کون مبارک شما!

-----------------------------------------------------------------

شکسپیر: اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید گریه کنی

لذت دیدن ستاره را هم از دست خواهی داد.

------------------------------------------------------------------

دیشب خواب دیدم با موتور زدم بهت و تو مردی . بردم

دفنت کردم . دیدم ازقبرت نور میاد بیرون . قبر تو شکافتم .

دیدم چراغ موتور تو کونت گیر کرده !!!

------------------------------------------------------------------

انگلیس شیری بود که :

استقلال هند دمش رو برید.

مصدق یالش رو کند.

عبدالناصر دندوناشو کشید.

احمدی نژاد هم کیرشو خورد.

------------------------------------------------------------------

آلمانی : ما یه هلی کوپتر داریم 5000 پا هوا میره .

آمریکا : ما یه هواپیما داریم 10000پا هوا میره .

ایران : ما یه شب جمعه داریم 30میلیون پا هوا میره .

-------------------------------------------------------------------

تو هئیت نهار میدادن اول خانومها غذا خوردن .

ترک تو بلندگو اعلام میکنه خانوما بی زحمت جلوشونو

تمیز کنن تا آقایون بیان بخورن !!!

-------------------------------------------------------------------

بن لادن تهدید کرد 2 جا رو میزنه

1-ریش 2-زیربعل

میدونی شباهت زن با برف پاک کن چیه ؟

هردوشون اگه خشک کارکنن جیغ میکشن !

-------------------------------------------------

به مناسبت سال اتحاد ملی امسال

لر و ترک و رشتی نداریم همه خرن !

-------------------------------------------------

شوهر: بچه به مامان بگو امشب میریم شمال !

زن که پریود بود: به بابا بگو جاده بارون میاد

شوهر: به مامان بگو از راه قزوین میریم !

-------------------------------------------------

مار میره توی حموم زنونه همه جیغ میزنن .

میگه خواهرا نترسین  من کبرام !

-------------------------------------------------

قزوینی یارو تو جهنم میندازن  بیش یه اژدهای

دو سر

اژدهان فرار میکنه

میگن  چی شده ؟

میگه بابا این  منو دیوونه  کرده. گیرداده اون یکی کونت کو؟

-------------------------------------------------

sms عاشقانه ترکی : در صحرای گرم  دلم تو

تنها شتری .

-------------------------------------------------

میدونی چرا کاندومو شفاف میسازن ؟

چون همه اسپرما که به مقصد نمیرسن .

حداقل از منظر لذت ببرن !

--------------------------------------------------

یه زن  میره بیش  وزیره بازرگانی  میگه میشه

دست به اونجای  شوهرم بزنین !

وزیرمیگه چرا؟

میگه آخه دولتتون دست رو هرچی میذاره ۳برابرمیشه!!

--------------------------------------------------

از تبریزیه میپرسن  اینجا چند ماهه  سال داره ؟

میگه: ۱۴ ماهه

میگن : سال که ۱۲ ماهه!

میگه اینجا تا ۲ ماه بعد از عید هم هوا سرده .

-------------------------------------------------

اگر اندازه رحمت خدا را میدانستید.

هیچ گاه از سجده بلند نمی شدید

(( بسیج دانشجوی قزوین ))

------------------------------------------------

عجب رسمی  رسم  زمونه sms شده کارشبونه

میرن msg از اونا فقط هزینه اشون بجا میمونه

چی شده

اون ترکه کجاس

اون لر کجاشون چی شده

خدا میدونه !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 23:52  توسط پیمان  | 

دوتا لره میرن هتل، اولی میره توالت فرنگی دومی میاد کتکش میزنه!!! میگن چرا میزنیش؟ میگه من دو روز از این چشمه آب می خورم این اومد ریده توش!!!!

از یه بچه میپرسن: چند تا وسیله نشستن نام ببر ؟؟؟ میگه : چهار پایه صندلی چراغ خواب .میگن: مگه رو چراغ خوابم میشینن؟؟؟ میگه اره همین دیشب بابا به مامان گفت : اون چراغ خواب رو خاموش کن بشین روش

رشتیه به دوستش: یه جا بلدم شام میدن! مشروب میدن! تریاک میدن! آخرش هم 30000 تومن میدن!! دوستش میگه: کجاست؟!! میگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده

تو یكی از دهات اردبیل ملت برای بار اول كیوی میبینن، میرن از ملای ده میپرسن این چیه؟ ملاهه یكم میره تو نخ كیویه، بعد میگه: ایلده تخم مرغیش، كه تخم مرغه! ولی من نمی*فهمم چرا موكتش كردن؟!!

تركه زنگ میزنه خونه رفیقش میگه: غضنفر! من لهجی دارم؟ رفیقش میگه: آره!* میگه: پس گ*ط كن دوباره میگیرم!!

اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه

زن رشتی با عجله به مطب دکتر زنان بر می گرده و می گه: ببخشین من شورتم رو اینجا جانگذاشتم؟ منشی می گه: نه. زنه می گه :" پس *تما توی دندون پزشکی جا گذاشتم!!!

دخترا می رن پیش خدا شکایت که چرا پسرا از اونا دران ولی ما نداریم؟!! ندا میاد که همه اونا مال شماست فقط *مالیش مال پسرهاست!!

از ترکه می پرسن کراوات چیست؟ میگه: خطی است فرضی میان لوزه ها و بیضه ها

زنه رشتیه به دوستاش میگه شنیدی توی تهران خفاشه شب اومده به زنا تجاوز میکنه زنه دومی میگه اووووو هرچی امکاناته ماله این تهرونی هاست

اگه بین 6 تا قزوینی گردن کلفت توی یک اتاق گیر افتادی چه کار می کنی؟!!... تو که کاری از دست بر نمیاد.... پس سعی کن بهت خوش بگذره!!!

-------------------------------------------------
میدونی تو قزوین ملت شب های جمعه چی نذری میدن؟؟؟... وازلین

قزوینیه وارد یك جمع میشه، با همه از دم روبوسی میكنه به جز یك نفر كه فقط باهاش دست میده. یارو شاكی میشه، میگه: چرا منو ماچ نكردی؟! قزوینیه میگه: بالام تورو گذاشتم بك...م

یك بابایی رو تو قزوین میندازن زندان، روز اول هم سلولیش ازش میپرسه: بالام جان، *بچه ...ردی افتادی این تو؟! یارو میگه: نه آقا این *رفا چیه؟ من هیچ وقت همچی كاری نمیكنم! قزوینیه میگه: خوب پس *تما اوا ...ردی؟! باز یارو میگه: نه برادر، چی میگی؟! قزوینیه میگه: نكنه پیرمرد ...ردی؟! یارو میگه: آقای عزیز عفت كلام داشته باش، این *رفا یعنی چی، من جرمم سیاسیه! قزوینیه میگه: آهــان! بالام جان فهمیدم، رئیس*جمهور ...ردی!!!

یه دکتره از مریضش میپرسه: این همه قاشق تو شکم تو چیکار میکنه؟!! میگه: خودتون گفتین روزی یه قاشق بخور!

رشتیه به زنش میگه خداوکیلی تا *الا چند نفر کنارت خوابیدن؟زنه میگه خداوکیلی فقط تو کنارم خوابیدی بقیه تا صب* بیدار بودن

قزوینه میاد به دوستش میگه یه هفته هست که سکس نداشتم!!! دوستش میگه: مگه خانومت پریوده؟!!! قزوینه میگه نبابا اسهال داره!!!!

لره عروسی میکنه از *جله میاد بیرون دست خواهر زنشو میگره ببره تو!! پدر زنش میگه: اینو دیگه کجا می بری؟!! لره میگه 8 میلیون خرج عروسیم شده همتونو میـ...نم!!

شرایط مرد و زن هنگام ازدواج: زن باید نجیب باشه، مثل اسب! با وقار باشه، مثل طاووس! زیبا باشه، مثل آهو!! مرد کافیه فقط خر باشه!!!

دوست خوب مثل سوتين مي*مونه، نزديك*ترين چيز به قلبت، بهت اعتماد به نفس ميده، ازافتادنت جلوگيري مي*كنه، هميشه بالا نگهت مي*دار

ازعلي دايي علت کمر دردش رو مي پرسند ميگه خودتون هم 90 دقيقه بازي رو سر پا تماشا کنيد کمرتون درد مي گيره
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 23:27  توسط پیمان  | 

اصفهانیها چهلستون را میساختند 22تاستونش را برای روز مبادا نگه داشتند



یکروز یک اصفهانیه یک مگس درون چایش می افتد بعد از اینکه مگس را در میآورد به مگس می گوید تف کن تف کن.



شخصی داروخونه داشته، يك روز جلو در داروخونه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد از مدتی يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك برداشته. داروخونه چییه ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، روزی سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون! داروخونه چی ميره تو فكر، بعد از يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم می شه!





به فرمانده پادگان خبر دادند كه پدر يكي از سربازان يك روز قبل مرده است. فرمانده گروهبان را احضار كرد و به او گفت: برو و به اميرخاني خبر بده كه پدرش مرده، منتهي جوري خبر بده كه ناراحت نشه و ضمناً اصول نظامي رو هم رعايت كن. گروهبان سربازان رو به صف كرد و گفت: هر كدوم از شما كه پدرش امروز مرده يك قدم بياد جلو. كسي جلو نيامد، گروهبان گفت: سرباز اميرخاني! چون از دستور مافوق اطاعت نكردي، يه هفته بازداشتي.





مشتی داشت خاطره تعريف ميكرد، ميگفت: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!



از جوانی مي پرسند: پيامبر كي به رسالت رسيد؟ مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!



از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چيه؟آمريکايي می‌گه: کوپن چيه؟ آفريقايي مي‌گه: گوشت چيه؟ ايرانيه مي‌گه: نظر چيه؟!



يه مرده با زنش سوار ماشين بودن و داشتن مي رفتن ماه عسل، يه خارجيه مي آد و با ماشينش از کنارشون رد مي شه و مي گه: گود مورنينگ. مرده هم در جواب مي گه: مورنينگ گود. زنش ازش مي پرسه؟ تو به اون يارو خارجيه چي گفتي؟ مي گه: هيچ چي، اون گفت: سلام عليکم، منم گفتم: عليکم السلام!!!


يه روز عزرائيل با بنز مياد همه تعجب مي کنن و ازش ميپرسن :عزرائيل، پول اين بنز رو از کجا آوردي ؟
ميگه بابت اضافه کاريه 11 سپتامبره.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 23:18  توسط پیمان  | 

سلام بچه ها يه خبر فوري: بالاخره من هم زن گرفتم... يه هم زن برقي!

........................................................................................

روي فرش دل من جوهري از عشق تو ريخت . . . آمدم پاک کنم عشق تو را . بدتر شد . . . خلاصه گند زدي تو فرشه رفت

..........................................................................................

استاد:کدام عضو بدن ميتواند تا 8برابر بزرگ شود؟ دانشجوي دختر:من بلدم اما روم نميشه بگم استاد:به 3 دليل نمرت کم ميشه 1:جوابو بلد نيستي چون جواب مردمک چشمه 2:فکرت منحرفه 3:توقعت خيلي زياده

..........................................................................................

از خدا پول خواستم، بانك داد، درخت خواستم، جنگل داد، اتاق خواستم، خونه داد، حالا ميترسم ازش تو رو بخوام يه گله گوسفند بده

..........................................................................................

دیروز چک عشقتو به بانک محبت بردم ولی بازم حسابت خالی بود! این دفعه چکو به اجرا گذاشتم تا حکم قلبتو بگیرم

.............................................................................................

اي کساني که پنهاني چت ميکنيد بدانيد که در آتش خواهيد سوخت . توبه کنيد و چراغ خود را روشن کنيد (سوره ياهوو آيه 16)

............................................................................................

هميشه فکر کن تو يه دنيای شيشه ای زندگی ميکنی. پس سعی کن به طرفه کسی سنگ پرتاب نکنی چون اولين چيزی که ميشکنه دنياي خودته

...........................................................................................

دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميكنه . دوستت دارم . به اندازي روت كه هيچوقت كم نميشه

...........................................................................................

دریا رو دوست دارم ولی از موج هاش می ترسم، کوه رو دوست دارم ولی از بلندیش می ترسم، تو را دوست دارم ولی از دوریت می ترسم

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 22:1  توسط پیمان  | 

زندگی برای زيستن است نه برای مردن نه برای بودن و راهی است برای رفتن.... زندگی دريايی از آشوبهاست* تلخ و شيرين راهی است برای انتخاب..... زندگی خواستن است *فراموشی است *راهی است برای يادگاری.... زندگی لحظه های مکرر است*لحظه هاي غريب*لحظه های آشنا..... زندگی تجربه است *تجربه های خوب *تجربه های زشت راهی است برای هجرت.... زندگی گذشتن است از بديها *از نامرديها راهی است برای مردن.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 10:39  توسط پیمان  | 

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 22:45  توسط پیمان  | 

افسر راهنمايي اتوموبيلي را متوقف كرد، به راننده گفت؛ چه خبرته؟ 120كيلومتر سرعت داشتي؟ يارو كه از جريمه ترسيده بود گفت؛ جناب سروان! فقط 80كيلومتر مي رفتم، افسر گفت؛ 80هم زياده! طرف گفت؛ ببخشيد، 50كيلومتر مي رفتم، افسر گفت؛ اينجوري كه داري سرعت كم مي كني ممكنه يكي از عقب بهت بزنه ها...!
شخص مريضي يك تومن به گدا داد و به او گفت دعا كن حالم خوب شود. گدا نگاهي به رنگ و روي يارو كرد و گفت؛ با اين حالت وارفته اي كه داري بعيد مي دونم از يك تومن دعا كاري ساخته باشد!!
يه بابايي به مغازه اي كه كارت هاي چاپ شده مي فروشند رفت و پرسيد؛ از اين كارت ها داريد كه روي آن نوشته شده باشه «در تمام دنيا، فقط تو را دوست دارم»، مغازه دار گفت البته كه داريم. و يارو با خوشحالي گفت؛ پس 50 عدد لطف كنيد
كشيشي در كليسا مشغول موعظه دانش آموزان بود و ضمن موعظه مي گفت كه همه ما فرزندان حضرت آدم هستيم، در اين حال يكي از دانش آموزان گفت: ولي پدرم مي گويد كه ما از نسل ميمون هستيم و كشيش به او گفت؛ ببين فرزندم! ما به مسائل خانوادگي شما كاري نداريم!!

در زمان هاي قديم، شخصي ادعاي خدايي ميكرد. مردم او را دستگير كرده و نزد خليفه وقت بردند. خليفه براي اينكه او را متوجه عواقب اين ادعا كند به او گفت؛ سال گذشته شخصي ادعاي پيغمبري داشت كه او را اعدام كرديم و يارو كه خيلي پررو بود گفت؛ آفرين! خيلي كار خوبي كرديد. چون تا آن جا كه من به خاطر دارم، سال گذشته پيغمبري نفرستاده بودم!
از يك بابايي پرسيدند آيا در شهر شما آثار باستاني هم وجود داره؟ يارو جواب داد، هنوز نه، ولي داريم مي سازيم:
ديوانه اي به رئيس تيمارستان شكايت كرد كه مرا فقط به خاطر اينكه جوراب نخي را بيشتر از جوراب نايلون دوست دارم به اينجا آورده اند! رئيس تيمارستان با تعجب گفت؛ اينكه دليل ديوانگي نمي شود. خب؛ بنده هم جوراب نخي را بيشتر دوست دارم، شايد تو جوراب نخي را با سس فلفل مي خوريDديوانه پرسيد مگر شما چيكار مي كنيد؟ و رئيس تيمارستان گفت، من با سس گوجه مي خورم!
بابايي براي خريد ماشين به بنگاه رفته بود، به صاحب مغازه گفت؛ مرد حسابي! اين ماشين كه به من فروختي خيلي درب و داغونه، همه جاش صدا ميده و بنگاهي جواب داد؛ آقاجان! كي گفته كه همه جاش صدا ميده، دست روي بوقش بذار، اصلا صدا نميده
مشتري مدير رستوران را صدا كرد و گفت؛ اين مگس چيه كه توي سوپ افتاده؟ و مدير رستوران با تعجب گفت؛ اي آقا! مگه يه مگس چقدر سوپ مي خوره كه اينقدر حالا عصباني شدي؟!
شيره‌ايه مي‌ميره، مي‌برنش بهشت. دو سه روز مي‌گذره، ‌يك روز ميان ازش مي‌پرسند كه همه چي ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط يوخده شـوژ مياد! مي‌برنش دم مرز جهنم كه يخورده گرماي جهنم بخوره بهش، بلكن گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان مي‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟ ميگه: والله همه‌چي خوبه، ولي هنوز يوخده شـوژ مياد! ميگن بابا تو اصلاً لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، مي‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولي هنوز هم يوخده شـوژ مياد! شاكي مي‌شند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز مي‌گذره، ‌ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز مي‌كنند، يارو داد ميزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ تازه اينجا هوا گرفته بود!
يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكي‌يكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو مي‌شه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه،‌ از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!
یه روز یکی از دوستان قدیمی که توی یه کشور دیگه ساکنه دوستش رو که تو کشور خودشه دعوت میکنه اونم می ره بعد به خاطر رو کم کنی دوستش رو سوار یه ماشین مدل بالا می کنه با سرعت بالا توی یه خیابان بم بست مستقیم جلو میره هرچی به انتهای می رسن سرعتشون بیشتر میشه کمکم دارن با دیاور بر خورد می کنن دوستش خودشو خیس میکنه و میگه بابا کم اوردم و بعد با سر شکستگستگی بر میگرده ایران بعد به فکر تلافی می فته و دوستش رو دعوت می کنه ایران اون هم قبول می کنه وبعد سوار فولکس می شن و توی یه کوچه بم بست با سرعت جلو می رن فولکس چنان سرعتی می گیره که خارجیه تو نصف راه خودشو خیس می کنه به دوستش می گه بابا ما هم کم اوردیم نگه دار ایرانیه میگه باور کن از من از این بتر هم با خودم کرده ولی چه میشه کرد اینکه ترمز نداره
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 22:40  توسط پیمان  | 


به یه اصفهانی می گن بایاماهاجمله بساز:!!!!!!! می گه:شماها خسیسین یاماها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
چندنفرمیخواستندبه پیک نیک بروند.تهرانی گفت:ماشینش بامن .رشتی گفت:ماهی کبابش با من.یزدی گفت:من هم برایتان قطاب میاورم. اصفهانی گفت:حالا که هر کدامتان چیزی می اورید من هم داداشم را می اورم.
به اصفهانی مییگن با کالسکه جمله بساز میگه این میوه ها کالس که!!!!!!!!!!!
یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه<<آقا شوما را به خدا یقمو ول کنین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد>>
يه موشه تو خونه اصفهانيه لونه می سازه ، زخم معده می گيره!
به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد هر کی گفتس دروغ گفتس.
بچه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهلستونو ببینیم من خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند ما هم میریم!
یه بچه اصفهانی به باباش میگه : بابا همه میگند اصفهانیا خسیسند، پس چرا مسافرهای نوروزی که از شهرهای دیگه می یاند اصفهان به جا اینکه برند هتل ، کنار زاینده رود چادر میزنند؟ باباش میگه: به خاطر آب و هواشه پسرم. بچه باز میپرسه : ولی بابا اینا که همه از سرما به هم چسبیدند! باباش میگه : نمیدونم بابا جون، شاید فامیلهای اصفهانیشون تو خونه راشون ندادند!
یه اصفهانی به باباش تلفن میزنه برای اینکه پول تلفنش زیاد نشه فقط میگه : من کاظم ، پول لازم . باباش هم میگه : من مریض ، قر نریز .
يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سكه 25 توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره بيا اين25 توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده < مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان 50 تومن پول داشتم!
یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش به پیکنیک می رن که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه خانوم دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن بچه رو آب برد!!!!!!!!!!!!!!!!!
چندتا تهرونی اومده بودن اصفهون گردش، توی میدون نقش جهان درشکه سوار میشن تا کمی تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار میآدو وسط راه یه صدائی ازش در میرد، تهرونیها هم برا اینکه درشکه چی رو مسخره کنن بلند بلند بهم دیگه میگن به به، بجه ها درشکه های اصفهان هم رادیو داره، پیرمرد درشکه چی خیلی خونسرد سرشو برمیگردونه و میگه: آره آمو (عمو ) ولی فقط موجی تهرونو میگیرد
يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا رددون مي كونم.
یه روز یه پشه تو چای یه اصفهانی می افته . اصفهانیه پشه رو از توی چای در میاره و میگه : یالا توفش کن
بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!
مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره!
رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!
اصفهانیها چهلستون را میساختند 22تاستونش را برای روز مبادا نگه داشتند
یه روز یه اصفهانیه یه سکه 25 تومانی دستشه و داره از زیر دستش اب میچکه رو به دستش میکنه میگه تا 10 روز دیگه هم گریه کنی خرجت نمیکنم؟!؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
يه اصفهانيه ميره خواستكَاري براي اقا زادش باباي دختر ميبرسه شما در دختر من جه جيزي ديدين كه اومدين خواستكَاري در دخترتون هيجي والا ولي تو حساب بانكي شما يك جيز هايي ديديم (البته با لهجه )
با عرض معذرت : اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور جلوشو ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، 200 تومن! اصفهانيه شاكي ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درك بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد 500 تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره، ميبينه الانه كه وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم 500 تومن. باز صاب توالت يك ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقه‌اي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردك توالت‌چي(!) ميبينه يك ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك يادداشت هم گذاشته كه: "كسي كه تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه"!
یه خانواده اصفهانی بعد از یک هفته که موز خریدند مردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون برای اینکه مزه موز نره دیگه اب نخوردند
گروه خونی اصفهانیا -ab
یه بار یک نفر میخواسته یه اصفهانی رو بکشه تو غذاش موز میرزه
در زمان قدیم قانونی در تلگراف بود که اگر نام یکی از ماههای سال باشد پول آن کلمه گرفته نمی شد حالا لطیفه: یک سربازر اصفهانی در جنگ تیر می خورد به او میگویند اگر تلگرافیی داری بگو تا برایت ارسال کنیم او می گوید بله یک تلگراف دارم به نامزدم برسانید و حالا متن تلگراف : آ ذر مهر ابان بهمن تیر خرداد آ مرداد......(وهیچ پولی نداد)
اصفهانیه پسرش بعد از ده سال از آمریکا برمیگرده میبینه پدرش یک متر ریش داره پسره میپرسه بابا چرا ریش گذاشتی پدرش میگه :آخه مادرت رو طلاق دادم ریش تراش هارو با خودش بردست .
بچه یه اصفهانی شکم درد میگیره میبرنش بیمارستان دکتره بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرونو میگه الحمد و لله عمل با موفقیت انجام شد و ما این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه در اوردیم اصفهانیه میره جلو میگه آقای دکتر اول 5 ریال ما رو بدین تل حسابمون با هم قاطی نشه .
یه اصفهانی داشت نوار روزه گو ش میداده می زنه آخرش ببینه شام میدن یا نه
__________________
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 22:19  توسط پیمان  | 

اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد . كليك كردن هر دو نفر مستحب است .

بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد .

زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند .
دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر ) .

صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت . تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد .

مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند . فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد . چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد .

اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، تسك كردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، احكام ايكون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است .

بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد .

چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغهء مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند ، اين چت به منزلهء زناي محصنهء مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد .

اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد .

زنان و مردان مشمول صيغهء مجازي حلاليت ، در صورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترني محكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ( ه ) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است .
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 11:4  توسط پیمان  | 

گفتم غم تو دارم

گفتا چشت درآيد!

گفتم كه ماه من شو

ا دلم نخواهد!

گفتم خوشا هوايي كزبادصبح خيزد

گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد!

گفتم دل رحيمت كي عزم صلح دارد

گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد!

گفتم زمان عشرت ديدي كه چون سرآمد

گفتا كه اي واي ديرشد، داد مامان درآمد

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 19:3  توسط پیمان  | 

آه ه ه ه ه ه چه زیبا بود آن شب به یاد ماندنی در یادبود که پا به پای مردم اهر زیر آسمانی بی ستاره که از کرانه آن  ماه تابان همچون لامپ کم مصرف بر روی من بی مصرف نو ر می افکند . و من هم چنان بر روی سنگفرش های باریک که به سوی بهشت بهرام آباد ره سپرده بودم که ناگه طنین دلنواز کلمچی دلاور بر روح و جان من سوهان کشید و مرا از مسیر سعادت منحرف نمود و به سوی چای کنار هدایت کرد من همچنان سوار بر اسب سفید خواطرم به سوی مسیری نا معلوم سیر می کردیم ناگه زمزمه افسونگر و دلسوزانه ی زحمت کشانی که یک دم می پرسیدند : قارداش هاراسان ؟ روح مرا تسکین می کرد که ما سخاوت مندانه از کنار این فرشتگان نجاتی که مارا به سرزمین آرزو ها می برد گذشتیم . ناگه متوجه رنگ اسب سفیدم شدم که بر اثر استشمام بو های روح نواز تغییر کرده و چشم های مظلومانه اش را به چشمانم دوخته بود . پس بر این شدم که اگر در این خطه کمی بیش درنگ کنبم به ابدیت خواهیم رسید .

+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 1:38  توسط پیمان  |